تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
محتاج مرهمم . پرسيدم چه علامت داشت . گفت مرد زاغ چشم و سفيد پوست است و سبيل كلفت زنخ تراشيده بود . از ديگرى پرسيدم همين‌گونه حكايت كرد كه صد تومان از وجه هزار تومان چوب‌آلات داده بود . پرسيدم چه علامت داشت . گفت صورت مجدّر و سبزه و ريش‌پهن و يك چشم او لكّهء سفيد داشت . ديگرى گفت كه من از تجّار روسم در مراجعت از عشق‌آباد سيصد دسته پوست بخارائى خريده بودم ده دستهء او را از قرار دسته [ اى ] بيست تومان شخصى مشترى شد و گفت كلاه پيشكشى مىخواهم بدوزم و پانصد سوار در اطاعت دارم . از هر سوارى يك پوست روباه توجيه كرده به تو پيشكش مىكنم و صد تومان هم پول مىدهم . ديدم خيلى منفعت دارد قبول كردم . پوستها را دادم برد ، اما ديگر نديدم . گفتم چه علامت داشت . گفت جوانى بود ساده‌رو و خوشگل و زخم سالكى هم در صورت داشت . زيدى گفت كارها به كار ميرزا مهدى خواجه‌وند مىماند . اما اين علامت منافى صورت اوست . بنده عرض كردم بيچاره‌ها از كلّه‌هاى مقوائى مصنوعى ميرزا مهدى كه تفصيل او در باب دويم خواهد آمد غافل‌اند كه در آن اثنا برحسب اتفاق نوكر ميرزا مهدى مطالبهء مواجب از او مىكرد در عوض كتك خورده ، او هم در حياط « 1 » بيرونى او چيزى دسترس نداشته مگر همان ده جفت كلّهء مقوائى مصنوعى كه از فرنگستان خريده كه هدايت و هادى پسرهاى او از محلهاى مختلف مواجب مىگيرند آنها را گرو كشيده در خيابان جبّه‌خانه ريخت كه مشترى به‌هم رسانده بفروشد . ناگاه بيچاره فرنگيهاى گوش بريده برخاسته هركدام كلهء طلبكار خود را ديده شناخته .

باب دوم : در كرامت

فرق است ما بين معجزه و كرامت . اما معجزه خصوصيت بر انبياء كرام و اوصياى مكرّم آنهاست مثل شقّ القمر يا ردّ الشمس يا معراج يا طىّ الارض كه اختصاص به وجود مبارك حضرت خاتم الانبياء و سيد الاوصياء سلام الله عليهما داشت . من‌جمله حديث ضيافت آن حضرت از هفتاد نفر و تشريف داشتن در
هامش
( 1 ) . اصل : حيات .
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 424 | ايرج افشار