تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
خانهء خودم خوابيدم . همانا دو بيت نصاب به نظر حقير آمد كه در وصف او عرض شد
حلواخور ملّا و تاجر فاجر و شاعر حريص * پيشهء مخلوق را چون نيك بينى مهملى كيست ملّاى چنين الّا ابراهيم قمى * روز اگر رشت است سور شب چراند انزلى
خانه خراب بد سورچران بىراه‌آهن ، پندارى كالسكهء بخار و در خشكى كشتى دودى سوار است كه از طىّ الارض گذرانيده ، هذه الكرامة و الاعجاز . كه در اين اثنا ميرزا مهدى خواجه‌وند گفت نظير همين فرمايش شما مرا سرگذشتى است . قريب چهارصد تومان پول تهيه كرده و او را از عهد مرحوم ميرزا محمد خان سپهسالار تاكنون به هر صدر اعظم و به هر وزير جنگ و به هر وزير لشكر و به هر وزير ماليات و به هر وزير وظايف پيشكش داده ، بعد از گذراندن كار و معزولى او پس گرفته‌ام . آيا به چند نفر ديگر داده پس بگيرم . عاقبت هم آن پول در جزو متروكات ما بين ورثهء من تقسيم خواهد شد . قرمدنگ بدپول خرج كن . گويا آن پولها را از جلبندى مهتر نسيم عيار بيرون آورده يا نوادهء نعيم عرب است كه آن جلبندى به ميراث به او رسيده كه به هركس آن پولها را مىدهد عاقبت به صندوق دخل خود او برمىگردد . برهان يكى از جداول نسخهء مقويم هذه السنهء تنگوزئيل است : جدول معرفت اسامى مجهول كه در السنه و افواه معروفند كيميا هما عنقا كوه قاف سيمرغ حسين كرد مهتر نسيم پدر اشخاص مفصّله كه تمام اهل دفتر در شناختن اين مهدى حيرانند ميرزا هدايت ولد ميرزا مهدى مواجب پنجاه باشيگرى در جزو فراشخانهء مباركه ميرزا هدايت ولد ميرزا مهدى مواجب سررشته‌اى دارى در سوار خواجه‌وند