پس با اين همه سمت و حمايت كه او راست هرگز نمىتوانيم حريفش شويم .
در اين صورت بهتر اين است كه فى الجمله از اوضاع تاريخى آن كهنه كار روزگار ذكر كرده نگذريم .
از خانوادهء نجابت و طبابت يك نفر طبيب با علم و فضل كه در عهد خود به اوضاع ايران و توران و هندوستان بصير بوده است در يك صد و شصت سال قبل مىنويسد كه :
« تنباكو از ادويهء جديدهء ارض جديد است و دويستسال متجاوز است كه در ايران و توران و هندوستان به توسط گروهى از نصارا اواخر عهد شاه عباس ثانى شيوع كرده و معمول شده . به نوعى كه الآن هيچ دهكدهاى نيست كه در آنجا تنباكو استعمال نشود و وضع استعمال آن در اين ممالك ايران و توران منحصر به كشيدن دود و سعوط نمودن گرد و جويدن و خوردن جرم آن است . ولى در هندوستان علاوه از اين وضعهاى مخصوص ترتيب مىدهند . چنانچه بعضى با توابل و عقاقير تركيب نموده در پيين « 1 » و سرگين دفن كرده تخمير مىنمايند و برخى با معطّرات و بهارات آميخته به كار مىبرند . » ( انتهى )
ولى صحيحش اين است كه تتن « 2 » سيگار و سيگارت كه اروپائىها بعضى « تبغ » و برخى « تاباك » مىگويند چنانچه تنباكو هم مفرّس آن است از نباتات مخصوصهء ينگى دنيا است . « 3 »
اول بلا اول او را در 1560 مسيحى يك نفر طبيب « نيكت » نام فرانسوى از بلد « تباك » ينگى دنيا به عنوان دوائى به فرانسه آورد ( همان است كه آن نبت را به اسم منبت « تباك » و جوهرش را « نيكوتين » به اسم ناقل آن « نيكت » مسمّى نمودهاند ) . بعد از آن مانند سيبزمينى در تمام نقاط دنيا معمول شد . « 4 »
هامش
( 1 ) . ( - پهن ) ا . ا .
( 2 ) . تتن لفظ تركى است به معنى دود چنانچه مصريها هم تنباكو را دخان مىگويند .
( 3 ) . كاشف اول ينگى دنيا كريستف كلمب در فتوحات خود اشاره كرده است كه وحشيان برگى را پيچيده از يك سرش آتش زده از سر ديگرش كشيده دود او را به هوا مىكردند .
( 4 ) . در عهد ناصر الدين شاه شهيد در زمان ايالت مرحوم ميرزا محمود خان ناصر الملك همدانى به توسط حكيم فانوس اصفهانى در دار المرز رشت مزروع و معمول و يكى از رشتههاى بزرگ تجارت اهالى گرديد .