تعريف و تجويز نكند كه منتج ندامت باشد .
اين مراتب را هم بايد ملتفت شد كه جنس و نژاد و تربيت در تأثير افيون دخالت كلّى دارند . مثلا زنان بيشتر از مردان و اطفال بيشتر از زنان متأثر مىشوند .
اشخاصى كه قوّت و تربيت دماغ آنها تكميل شده است در وجود آنها چندان تحريك نياورده آثار تخدير را ظاهر نمىسازد و در نژادهاى دنى و اقوام پست و اشخاصى كه ترقى دماغى آنها چنانچه بايد ترقى نكرده تحريك غريب و غضب شديد مىآورد .
هكذا اشخاصى كه بواسطهء زيادتى مشاغل عمل دوران خون در مغز آنها بيشتر است مانند محصلين و متفكرين در علوم و صنايع دقيقه و امور سياسى و غيره و نويسندگان و محاسبين از تحمل ترياك عجز دارند .
برعكس بعضى مرضها هست كه عروض آن در اشخاص يك نوع تحمل غريبى به جهت استعمال افراط ترياك احداث مىنمايد كه بسى مايهء حيرت است مانند وجع عصبانى صورت و كزاز زخمى و مزاجى و غيره .
* * * خيلى دلم مىخواست كه تاريخ شيوع ترياككشى و ترياككارى بعد از آن را معيّن نموده و مقدار مباقل و مزارعى كه از آنوقت به بعد متروك شدهاند و عدّهء اهالى [ را ] كه محض عادت به كاشتن و كشيدن ترياك دست از كار كشيده و از جان شسته بكلّى از نان و جان افتاده مفلوك گشتهاند معلوم نموده بعد ميزان حاصل كليّهء ترياك مملكت و عايد دولت را سنجيده و خرج و مصرف داخلى او را با تفصيل اوضاع شيره ساختن و « نكالين » « 1 » ترتيب دادن شيرهخانههاى عمومى و قهوهخانههاى خصوصى و ترتيب تشريفات كشيدن ترياك فقرا و اعيان را مشروحا معيّن و مرقوم نمايد و پس از آن مانند منفعت و مضرّت حاصله از استعمال ترياك كه آنفا مشروح آمد دخل و خرج و نفع و ضرر دولت و ملّت را از اين كار مقايسه گرفته ، درضمن نتيجهء عمل ترتيبات مخصوصه مرتب ساخته به عرض اولياى دولت عليّه و به محضر بزرگان ملّت حقّه و ملّاكين و اعيان مملكت محروسه عرضه مىداشتم .
هامش
( 1 ) . تركيبى است از شيرهء سوخته ترياك و چرس .