تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
اولا خستگى فوق العادهء محتاج به راحتى تام و رعشهء خفيف ، بعد كم‌كم تحريك در دماغ پيدا شده قواى دماغى مختلّ و مغشوش و اغلب به خيالات واهى هم‌ّآور و غصّه‌هاى دلسوز و غم‌انگيز ، بعد آنها هم موقوف شده به حالت سكون و آرامى به هلاكت مىرسد ، ولى نه به اين سهولت و راحتى . بلكه اغلب اين قبيل اشخاص مدتى مبتلاى صداع و عدم اشتهاء و سوءهضم و يبوست باغى و ضعف عمومى و لاغرى و بطلان قوهء باه و زوال شعور گشته بعد از آن از حيات خود سير و از زندگى بيزار شده سيخ و انبور « 1 » و ساير اسبابهاى وافور را بدرود گفته رختهاى سوخته و سوراخ شدهء حيات را از تنش كنده با خلعت سفيد و پاكيزهء موت مخلّع گشته خود را داخل جزو موتى مىكند كه من هم زنده بودم ، تكاليف علّت خلقت و حيات خودم را به جا آورده خلع و لبس كرده‌ام كه اجر جزيل و فيض نبيل خود را نايل بشوم ( هيهات ، هيهات ) . در حيرتم از حال بزرگان ملت و دولت كه صنفى خدا را تكليف معين كرده ، مىگويند كه لطف بر خدا واجب است و صنفى ديگر دولت را تحريض بر تأسيس اصولى مىكنند كه بدان واسطه ملّت صاحب صحت و ثروت باشد . ليكن ابدا تكليف از نهى منكرى ناموس مقدّس شرع شريف را كه در واقع بزرگترين الطاف خداوندى است در حق مرتكبين مناهى و معاصى و شاملترين نكات مهمهء صحت و ثروت است نسبت به ملت فقير و بيچاره ادا و اجرا نمىفرمايند ، سهل است كه خودشان هم و هكذا . در خصوص اين قبيل اعيال جديده و موضوعات مستحدثه هرگز قبل از اجراى اصل اباحه به توسط حكما و اطبّا نفع و ضرر او را معلوم نمىفرمايند و يا در تشخيص آنها تصديق اهل خبرت و بصيرت را مناط اعتبار نمىدانند تا از كانون قانون « العيان مخلوقة لمنافع العبّاد و ما طاب و طهر منها فهو الحلال و ما خبث او ضرّ بعقل او بصحّت او بحيات فهو الحرام » حضرت صادق آل محمد صلعم كه در حقيقت به جهت سنجيدن علل « صلاح و فساد » واقعى احكام ميزانى است حسّاس حكم او را استنباط كرده اشخاص اواسط بو الهوس را از سرانجام اقتضاى هواى نفسانى نهى و افراد ادانى اوباش را از ارتكاب اين‌گونه مناهى منجر به خرابى ملت و دولت منع كنند .
هامش
( 1 ) . ( - انبر ) ا . ا .
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 361 | ايرج افشار