تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
واسطهء تحريك اعضا مانند نشقون گرفتن و فشار دادن و كشيدن و كندن موى سر نگذارند كه حالت بحت و سبات غلبه نمايد . و اگر با اينها افاقهء كلى حاصل نشد در مقابل هريك نخود ترياك كه خورده يك نخود و نيم عصارهء « بلادن » را متدرجا بخورانند « 1 » . و تدبير ديگرى هم هست كه ترياك را در معده بىاثر نمايد و در صورت گذشتن آن از معده با وسايل سهل و ساده مىتوان معالجه نمود . ولى تمام اينها بسته به حضور حكيم ماهر است . حالا بايد در اينجا همين مطلب را بيان كنيم كه اراذل نوع انسانى از روى بيكارى و قدرندانى چگونه عطيّة الله موهوبه را بليّهء داهيهء خود ساخته و ترياق فاروق جندين هزار سالهء خانوادهء حكمت ، وديعهء قدرت را محض جهالت و نادانى به منزلهء سمّ قاتل رسانده اميد نجات را وسيلهء هلاكت نموده ، در كمال فلاكت و نحوست خود را تلف نموده بازماندگان خود را عوض تأسف به وجد و شعف مىاندازد . چرا كه از حكم عقل سر پيچيده و از حدّ حكمت تخلّف ورزيده و از جواز شرع تجاوز نموده و بر خلاف قانون مقدسهء خلقت عالم حركت كرده ، لابدّ بايد به كيفر عمل خود برسد . امراض عارضه بر معتادين ترياك زياده از آن است كه به حدّ و حصر بيايد . چنانچه هر روز تازه‌تر از تازه‌ترى مشاهده مىشود مانند بطلان سامعه و شامّه و ضعف باصره و جوشش و خارش بدن و نفخ و قولنج شكم و سرفهء خشك و احساس فشردگى در قفسهء سينه و خدارت و بىحسّى تمام اعضا به حدّى كه سوزن فرو برى ملتفت نشود و فلج اطراف سافله بعد اطراف عاليه و كم شدن گوشت دندانها و استعداد تامّ به ورم لثه و پليهء آن و خائف و هراسان بودن و از دنيا چشم پوشيدن و به كنجى خزيدن و به هر ذلت و سختى خوگرفتن و به اندك صدمه و خراشى حدوث زخمهاى التيام ناپذير در بدن ظاهر شدن و غيره از دردهاى بىدرمان . ولى علامات كليّهء تسمّم بدن به واسطهء افيون و طول استعمال آن خواه به خوردن و يا به كشيدن به قرار ذيل است :
هامش
( 1 ) . نه اينكه فضلهء سگ توى حلقش ريخته بعد لاى گليم گذاشته بچرخانند ، چرا كه بيچاره به همان مقدار خوردن خودش پشيمان و تمام عالم هم به دور سرش چرخان است .