متواتر و ممتلى و حركت غريزى بدن را موافق تحريك ، دوران خون را زياد و تنفس را سريع مىنمايد « 1 » .
ترياك به واسطهء تحريك دوران خون در بدن و ازدياد حرارت غريزى آن معرّقى است قوى ، لهذا ادرار را كم مىكند ولى بالخاصية عرق شبانهء مسلولين را موقوف مىكند .
ترشحات مجراى غذا را مانند بزاق و لعاب دهان و ترشى معده و صفراى كبد و رطوبات مترشحهء روده را كم مىكند « 2 » . در اشخاص ترياكخور بىرنگى براز مدفوعه كاشف است از اينكه تغييرى در حال صفرا به عمل آمده . چنانچه يبوست مدامى ترياكيها به واسطهء قلّت تحريك امعا است .
ترياك اگر سينه كنى صد چاكش * از دل نرود خيانت و امساكش
كه از موقوف شدن ريزش دائمى آن به روده دست مىدهد ( چنانچه در بعضى امراض كبدى به جهت تخفيف و استفراغ مفرغه صفرا افيون استعمال مىشود ) .
ترياك اندكى موجب سرعت و ازدياد عمل طمث بوده و به همان نسبت هم در تقليل شير مرضعه اثر مىكند .
همهء اينها كه ذكر شد مختصر آثار عمومى ترياك بود كه از استعمال مقدار معتدل آن در اشخاص سالم موافق امزجه و اقليم حادث مىشود .
ولى نبايد خطر كرد كه در بعضى اشخاص بر خلاف آنچه مقصود است اثر مىكند . مثلا عوض تحريك و نشاط و خواب و يبوست حالت تهوّع و صداع و قى و انقلاب و بىخوابى و لينت مزاج مىآورد .
مورد استعمالات طبّى ترياك : در چندين مرض به جهت بىخوابى و به جهت تخدير اسكات اوجاع مزمنه و در اغلب اوجاع عصبانى سخت و شديد و در قولنجهاى كبدى و كليه و سربى و غيره و در بعضى اورام صفاتى و ثقب امعاء و مغص رودهء مستقيم و در امراض و علل تنفسى و قلبى معمول و مفيد است .
هامش
( 1 ) . بههمين ملاحظه بود كه قدما در مواقع نقصان در دوران دم و حرارت غريزى بدن و بطوء نبض اشخاص معمّر و مرتاض و غيره از ضعفا ترياك تجويز مىكردند كه كسر اعمال ثلاثه را جبر نمايد .
( 2 ) . بههمين ملاحظه است كه ترياكيها طبعا طالب و مجبور به استعمال تنباكو هستند .