تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
مجلس به لقب فاروقى ملقبش كردند و الا لقب افتخارى و ابتياعى در آن اعصار معمول نبوده است . بعد از آن متوسطين حكماى عظام اسلام مانند ابو القاسم اسپانيولى « 1 » و محمد زكرياى رازى و شيخ ابو على سينا و بعد از عهد ايشان « سيدانم » نام انگليسى مخترع « لودانم » معروف به خواص ترياك پىبرده بر مورد استعمالاتش افزود . تا اين كه متأخرين كم‌كم معلوم كردند كه خواص تمام تراكيب و معاجين افيونى قدما فقط بواسطهء افيون بوده است . بنابر آن همت گماشته بناى تجزيه و امتحان گذاشته عموم خواص و منافع او را تحصيل كرده جوهرهاى متنوعه از او به دست آورده مايهء نجات هزاران نفوس و رشتهء بزرگى در تجارت و زراعت فراهم آوردند . چنانچه نود سال قبل جوهر « تركتين » نام را از ترياك كشيدند و ده سال بعدش جوهر معروف « مرفين » را از او اخذ كردند و از آن به بعد هيجده قسم جوهرهاى جداگانهء مخصوص از او گرفتند كه هركدام در اسم و رسم عليحده و داراى خصايص مخصوصه و مشتركه مىباشند و علاوه از آنها ترياك شامل چند قسم مادّهء نباتى ديگر مانند موادّ صمغى و دسومتى و خشبى و سقّزى و غيره است كه ذكر آنها موجب اطناب كلام و مزيد ملال مطالعه‌كنندگان كرام است . ترياك عبارت از شيرهء خشك شدهء كوزه‌هاى دو قسم خشخاش سفيد و بنفش است كه بواسطهء تيغ زدن از آنها گرفته مىشود . شقايق « 2 » هم همين شيره را دارد ولى بواسطهء حدّت زيادتى سميّت آن چندان معمول نيست . رنگ ترياك زرد تيره و بويش فى الجمله مهوّع و طعمش تلخ و اثر موضعى آن اين است كه اگر مجاور جلد بدن كنند اول احداث سوزش نموده بعد منتهى به خدارت و بىحسّى مىشود . اگرچه ترياك از محصولات مخصوصهء آسيائى وسطى است ولى چون مدتى
هامش
( 1 ) . از بابت اوضاع علميهء ترقيات قديم اهالى آسيا بخصوص در ايران و توران كه جاى خوددارد هزار سال قبل يعنى بعد از عهد خلافت مأمون رشيد علم در عربستان مخصوصا درميان اعراب اسپانيول در حدّ كمال بود و تا آن‌وقت اهل اروپا بوئى به علم اعداد و حكمت طبيعى و جبر و مقابله و ساير علوم رياضى و كيميا نبرده بودند . تا اينكه پاپ ژربر فرانسوى آمده مبادى علوم مذكور را از اعراب اسپانيول اخذ كرده رفته در فرنگستان نشر داد . ولى افسوس كه اين مايه افتخار اسلاف عجالتا اسباب ننگ اخلافشان شده . ( 2 ) . آن است كه در بيابانها و كوهها مىرويد ( ا . ا . )
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 355 | ايرج افشار