سرحدّات آذربايجان است لازم است كه به توسط كارگذار خوى از حال آنجا نيز باخبر باشيد .
در باب تابعيت
در مسئلهء تابعيت آنچه كه مربوط به عشاير است قرار دولتين ايران و عثمانى براين است : هر عشيرتى كه در تابعيت هريك از دولتين بوده است به تابعيت آن دولت باقى باشد تا در امر تابعيت عشاير دولتين كلية قرارى داده شود و اينكه ما حيدرانلو و يا عشيرت پيران و غيره را تابع ايران مىدانيم به اين سبب است كه از زمان ترتيب اين قرار و بعد از آن اين عشاير در خاك ايران و در تابعيت ايران بودهاند و حالا حقا بايستى كه تابع ايران باشند تا در امر عشاير قرار كلى داده شود و حالا هر عشيرتى كه در خاك ايران است ما آنها را تابع ايران مىدانيم اگرچه عثمانيها حرف داشته باشند و آنهائى كه در خاك عثمانى هستند دولت عثمانى آنها را تابع خود مىداند اگرچه ما در آنها حرف داشته باشيم از قبيل حيدرانلو و پيران و غيره و اين معامله يك معاملهء رسميه نيست . بلكه چون بعد از تشكيل عهود عشيرتى مقدارى از عشاير ما به خاك عثمانى رفتند و عثمانيها ندادند و مأمورين ما هم عشايرى كه از آن سمت به خاك ايران آمدند قبول نمودند و حالا آن جناب هر عشيرتى كه در خاك ايران است رعيت ايران بدانيد و حق اعتراض خودتان را هم در تابعيت عشايرى كه از خاك ايران به خاك عثمانى رفتهاند داشته باشيد و آنها را سكنهء خاك عثمانى بنويسيد نه تبعهء عثمانى .
در تابعيت خارجه از مواد عشيرتى سابقا به موجب بند نهم مقاولهنامهء منعقده بين الدولتين قرار بود هريك از اتباع ايران كه مدعى تابعيت عثمانى و يا داخل تبعيت مشار اليها بشوند از روى قانون تابعيت عثمانى با آنها معامله بشود .
ولى حالا كه دولت ايران براى تابعيت قانونى تنظيم نموده و به تمام سفرا اعلان و در روزنامهء دولتى طبع و نشر كرده است بايد همان قانون در ممالك ايرانيّه مجرى شود . حكم هر اختلافى كه در امر تابعيت حادث بشود در قانون مزبور هست و توضيحات آن هم همين اوقات نوشته و اعلام مىشود . جنابعالى مفاد همان قانون