آورده برخاستند تعظيم كردند گرفتند بوسيدند . فرمودند اين عكس همايون از هزار خلعت بهتر است . خوب كردى اين تمثال را آوردى كه مدتهاست آرزوى تمثال بىمثال مبارك [ ] را دارم . به قدر ده دوازده دقيقه شبيه همايون را زيارت مىفرمودند و به وجود مبارك مىفرمودند و به وجود مبارك دعا مىكردند . تمثال مبارك را بالاى صندلى گذارده خود بر زمين نشستند .
بعد اظهار التفات بىاندازه اين خانهزاد را فرمودند . از سلامتى مزاج مبارك جويا شدند . از نرخ طهران و اهل طهران و امنيت راهها جويا شدند .
اشخاصى كه در ركاب وليعهد از شهر تشريف آوردند : صاحب ديوان ، ميرزا رضاى پيشكار ، نايب الوزاره ، ضياء الدوله ، بيگلربيگى ، شاطرباشى ، محمد صادق خان سرتيپ ، ميرزا حسن خان ، و عملهء خلوت خودشان . كدخداها [ و ] اعيان شهر آمده بودند . آنها را مرخص فرمودند .
[ گفتند ] برويد بنشينيد . صاحب ديوان و ضياء الدوله را به اطاق احضار فرمودند . قدرى از وقايع و گزارش طهران پرسيدند . بعد همه مرخص شده رفتند . من و ميرزا رضا آمده در اطاق ديگر نشستيم . حضرت وليعهد ناهار ميل مىفرمودند . من و ميرزا رضا هم ناهار خورديم . دوباره مشرّف شديم .
وقتى حضرت و الا خواستند نماز را در اين باغ بخوانند ميرزا رضا گفتند گويا نماز در اين باغ صورت شرعى نداشته باشد . موقوف فرمودند كه شهر نماز بخوانند .
قدرى در باغ تفرّج فرموده صاحب ديوان عرض كرد وقت رفتن شهر است . اذن مىدهيد شليك بكنند ، حكم شد شيپور بكشند . پنجاه تير توپ انداختند .
حضرت اقدس سوار [ شده ] براى من هم از اصطبل حضرت و الا اسب آوردند ، سوار شده . جمعيت و هنگامه و ازدحام زيادى از هر قسم و هر قبيل ديدم .
جميع اسباب سردرب طهران حاضر بود .
اول شخصى تقارى را با دست شكست . چند نفر بچه در طبق گذارده بودند .
پهلوانها لخت شده ميلبازى مىكردند . موزيك و نقارهخانه و دو فوج حاضر بودند .
اهل شهر همه بودند . مباركباد مىگفتند . شعرا شعر مىخواندند . سلام و صلوة مىفرستادند . به وجود شاهنشاه و حضرت و الا دعا مىكردند . تا وقتى كه وارد شهر شديم خيلى تماشا داشت ، معركه بود .
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 275
مساهمون: ايرج افشار
ص٢٧٥