دوشنبه نوزدهم 1289
بسيار در آستان حضرت وليعهد خوش مىگذرد از هر بابت و هر جهت . همه چيز حاضر و موجود و فراهم است . حضرت وليعهد رسم ندارند دوشنبهها به بيرون تشريف بياورند مگر در صورت لزوم .
از اعيان و اشراف و ارباب قلم و اهل نظام تبريز كه اسم بردن آنها چندان لازم نيست به ديدن من مىآيند . يكى از پيشخدمتهاى حضرت و الا هميشه پيش من است و هركس مىآيد اگر من نشناختم معرفى مىكند . ناهار آوردند خورديم .
ميرزا رضاى پيشكار حضرت و الا بالاخانه دارد . در آنجا مشغول نظم امورات حضرت و الا بود . ميل كردم بروم تماشا كنم ببينم چه قسم امورات را انجام مىدهد .
رفتم مدتها نشسته تماشا كردم . صدر الدوله هم بود . تفصيل امورات او را انشاء الله در صفحهء ديگر خواهم نوشت كه درب خانهء حضرت وليعهد چهقدر منظم و نوكرهايش چهقدر معقول و مقدس هستند .
خلاصه حضرت و الا به بيرون تشريف آوردند . به قدر يك ساعت تشريف داشتند . در خدمتشان مشرّف بودم . بسيار اظهار مرحمت فرمودند . از چونى جا و منزل سؤال كردند . كمال تشكر را نمودم . بعد تشريف بردند اندرون . باران به شدت تمام مىآيد .
عكس همايون كه از جانب اعليحضرت شاهنشاهى با دستخط به جهت صاحب ديوان حامل بودم راضى نشدند در خلعتپوشان در حضور حضرت و الا زيارت كنند . قرار شد امروز در شهر در خانهء ايشان برده شود . سه ساعت به غروب مانده دو نفر سرهنگ و چند نفر ميرزا با چند نفر متفرقه آمدند و خبر كردند كه عكس همايون را به خانهء صاحب ديوان ببرم . عكس را برداشته با جمعى به خانهء ايشان رفته از خانه بيرون آمدند . درب خانه گوسفند قربانى كردند . وارد اطاق كه شديم شيرينى زياد چيده بودند . جميع اعيان و اشراف تبريز آنجا حاضر بودند :
ضياء الدوله ، صدر الدوله ، مظفر الدوله ، امير آخور ، بيگلربيگى و سايرين همه بودند .
به وجود همايون دعا كردند و شكرگذارى نمودند . صرف شربت و شيرينى و چاى نمودند .
بيگلربيگى در نزديك من نشسته بود ، از او پرسيدم مظفر الدوله در اينجاها