روغن دنبه هم بر سر چاى مىاندازند و وقت شب بيشتر پلاو تناول مىكنند و يا گوشت دنبه بىروغن زرد با روغن دنبه و شوربا . بسيار هم در آن آش انداخته پخته مىكنند . در آن شوربا همون نان خشك و نان تازه باشد تركرده مىخورند .
از كه تا مه از خوردن چاى خالى نيست . همهها به دلوجان مىخورند . سير چاى را در آن ملك سير قماغى مىگويند و قماغ ملائى را مىنامند ، هم چاى تلخ و هم چاى شيرين . عرض كه هرسه قسم چاى را استعمال دارند و نان تنورى خميرى تازه از ميدهء گندم در بازار بسيارتر فروخت مىشود . اگر هزار من نان در كار باشد و . . . « 1 » به قيمت بيشتر مىآيد - فقط .
و ميوه قسم كشمش و چارمغز و پسته و سيب و انار و انگور تازه به دست مىآيد و خربوزه و تربوز و آبجوش و منقى و آلو و غيره بسيار ارزان و خربزه تا قريب هشت ماه تر و تازه بههم مىرسد . همينطور تا شش ماه انگور تازه به دست مىآيد .
ليكن به سبب گذشتن مدت نسبت اول از باريدن برف در ذائقهء خربزه اندك تغييرى [ 19 ب ] مىافتد ، همينطور انگور . ليكن خربزهء بخارا بسيار شيرين و بيشتر وزنى هم مىباشد .
آبادى شهر بخارا در دشت - از آبادى مذكور تا سمرقند به سمت مشرق پنج منزل . تمام راه آبادى ديهات و باغات ميوه و زراعت بسيار و آب نهرهائى از درياى كويك و هم درياى مذكور كه درياى سمرقند كرده مشهور است تمام راه جارى است .
از آبادى شهر بخارا سمت مغرب تا آبادى قراقول دو منزل . تمام راه آبادى ديهات و بعد از آن تا دور زمين ريگى دشت ويران .
از شهر بخارا سمت شمال تا يكيك دو دو منزل . مثل پنجشنبه و غژدوان « 2 » و راميتن و غيره تمام راه آبادى ديهات و باغات . بعد از آن دشت ريگستان .
طرف حدّ قراقان از شهر بخارا سمت جنوب درياى عمان آبادى تركمن ، سه سه چهار چهار منزل . تمام راه كدام جا ويران . ليكن كوه آبادى شهر بخارا چهار چهار پنج پنج كروه آبادى ، خانههاى اوزبك و باغات ميوه - فقط .
و شهر بخارا سيزده دروازه دارد . شهر پناه [ و ] ديوار بلند از خشت خام و بالاى حصار يعنى قلعه بر زمين بلند جاى سكونت پادشاه . احاطهء آن ديوار خام .
هامش
( 1 ) . يك كلمه سفيد مانده
( 2 ) . ( - غجدوان )