1227 هجرى ملا عبد الله را معه نه رأس اسب براى حاجى فيروز الدين روانهء هرات كردند و در جواب طلب كمك نوشته فرستاد كه الحال اينجانب مرو را آباد كرديم .
انشاء الله تعالى اينجانب هم چندى در مرو سكونت خواهيم كرد . از آنجا هرقدر سپاه براى جنگ قجر درخواست خواهند كرد بنابر كمك پيش شما روانه خواهم نمود . خواطر جمع دارند .
چون مير حيدر پادشاه سيّد و عالم و حافظ قرآن و متقى و عابد و زاهد و عادل است لفظ پادشاه از سكه دور نمود . بههمين شرافت و نجابت سكهء امير المؤمنين زده و در جامع مسجد كه زير ديوار قلعه درون شهر واقع است خطبهء جمعه خود مىخواند و هم « پيش امام » مىشود . بعد انفراغ نماز اول تمام ملازمان پادشاه . . . « 1 » برآمده روبهروى دروازهء قلعه مسلح شده هردو طرف صفها زده ايستاده مىشوند .
. . . « 1 » پادشاه موصوف معه چندين خوانين و پيشخدمتان از مسجد مذكور برآمده پيشپيش پادشاه اوديچىها يعنى چوبداران مردم عوام كه پيش مىشوند آنها را چوب به دستور شاهانه مىزنند . همينطور اهتمام كرده درون قلعه تا نشستگاه پادشاه مىرسانند ، و بعد از آن براى سلام مجرائيان ساكنان شهر و هم ساكنان بيرونجات بعد نماز جمعه براى سلام به حضور پادشاه حاضر مىآيند . [ 18 الف ] همون وقت همهها سلام كرده رخصت شده از قلعه برآمده به خانهء خودها مىروند .
روز جمعه قريب چهار هزار سلامى بلكه زياده از فرقهء خوانين سپاه حاضر مىآيند و خونى و راهزن و دزد را موافق فتواى قاضى و حكم پادشاه اول ذبح كرده بعد از آن بر دار آويزان مىكنند .
و در تمام ملك تركستان همه مردم خورد و كلان كارد خورد از كمر آويخته مىدارند . بعض شخص يك كارد ، بعض شخص دو كارد ، غرض از كارد متنفسى خالى نيست . و هرشخص يك سنگ چقمقى هم دارد . هرگاه آتش در كار مىباشد از سنگ مذكور آتش برمىآرند - فقط .
و اوقات گذارى مردمان شهر بخارا اين است . پادشاه برآمدنى « 2 » جزيه قناعت مىكند و فرقهء سپاه ملازمان پادشاه در ماههء نقد مىيابند . مردم ، علما و طالب علمان
هامش
( 1 ) . يك كلمه محو شده
( 2 ) . به معنى درآمد