گرفتار نموده پيش مير حيدر پادشاه . . . « 1 » بندى كرد فرستاد . پادشاه موصوف همهء بنديان را خلعت و انعام داده سرفراز نموده . . . دفان « 2 » نمود و عمربى را كه حاكم قوقان است نوشته فرستاد كه مردمان قوقان به حضور اينجانببندى شده آمده بودند همهها را سرفراز نموده رخصت نموديم چرا كه مسلمان بودند و شما را هم لازم است كه مردمان چرخ را و مردمان ديهات متعلقهء بخارا را زود رخصت كرده دهند كه عالمبى مقتول برادر شمابندى كرده بوده هنوز خلاص نشدند . زود رخصت كرده دهند [ 17 الف ] در حق شما بهتر است ، و الا نه انشاء الله تعالى عنقريب است كه روزى اينجانب را در همان ميدان خواهيد ديد آينده . هرچه رضاى خداست .
چنانچه عمربى حاكم قوقان از همين ايماى پادشاه موصوف همه مردمان ديهات جرخ متعلقهء بخارا را همون وقت رخصت كرده داد و ايلچى خود معه عرايض مشعر بر عجز و انكسار و تحايف بسيار به حضور پادشاه بخارا روانه ساخت چنانچه تاحال هر سال دو سه ايلچى معه تحائف روانه بخارا مىكند و عجز و انكسار اطاعت خود به حضور پادشاه بخارا مىنويسد - فقط .
و همينطور نياز على بىحاكم شهر سبز و سيّد بىخسر مير حيدر پادشاه كه حاكم حصار است از اطاعت پادشاه بخارا منحرفاند . ليكن هميشه ايلچيان معه تحايف و عرايض مشعر بر عجز و انكسار و اطاعت خود به حضور پادشاه بخارا روانه مىكنند .
و نيز ايلچى از طرف حاجى فيروز الدين والى هرات به حضور پادشاه بخارا مىآيد . چنانچه در سال سنهء 1812 يك هزار و هشتصد و دوازده عيسوى مطابق سنهء 1217 يك هزار و دوصد و بيست و سه نبوى دو شخص يكى از قوم درّانى ، دويم ملا عبد الحق از طرف حاجى فيروز الدين ايلچى شده به حضور پادشاه موصوف حاضر آمدند و تحايف چهل طاقه شال روز ملازمت به حضور پادشاه موصوف گذرانيدند .
و بعد از آن رقيمهء حاجى موصوف مشعر طلب كمك براى جنگ قجر « 3 » گذرانيد . پادشاه موصوف در ماه نومبر سنهء 1812 عيسوى مطابق ماه ذيقعدهء سنهء
هامش
( 1 ) . يكى دو كلمه محو شده است .
( 2 ) . كذا
( 3 ) . اصل : بىنقطه