از آمدنى « 1 » مدرسه اوقات مىكنند . و مردم سوداگر بر انتفاع مال سوداگرى گذران مىكنند . بعض مردم كرايهكشى مىكنند ، و مردم بازارى غلات و كفش و ماسيحدوز و قصاب و زرگر و آهنگر و عطار و غيره و چائى و ظروف چينى فروش به خريد و فروخت خود مشغول - فقط .
در لباس مردم خاصّ و مردم عوام همينقدر فرق است كه مردم خاصّ از دستار و كفش و ماسيح متنفسى خالى نيست و بيشتر كفش و ماسيح از كميخت و يا از رخت برى سياه ، و عوام بهجاى دستار بيشتر پتكهء كرمانى و يا پتكهء هراتى و يا بخارى كه از پشم گلدار [ 18 ب ] باشد و يا لنگى سربسته مىكنند . بهجاى كفش و ماسيح موزهء پاشنهدار و الانهء صرف اوزبكى و يا ساخت لغى در پا مىكشند .
و مستورات رومال ابريشمى رنگين ساخت بخارا سربسته مىكنند و به سينه پنبه نمىكشند و قرته و جامه مثل مردان و كفش و ماسيح از برى و بالاى آن بانات سياه و بالاى بانات چيزى دستكارى مىشود و بعض بىبانات صرف از برى و پايجامهء مهرى تنك و پارچهء سياه مثل لايهء مقنووارى بر سر و رو انداخته از خانه برآمده سر بازار گذشته خواه به كوچهء ديگر بر سوارى اسب يا خر يا پياده به خانهء يگانههاى خود مىروند . و زنان بيرونجات آمد رفت سر بازار و كوچهها به اين طريق بيشتر دارند و زنان مردم شهرى كه در زمان مردم ذى عزّت اين طريقه مطلقا ندارند - فقط .
تمام مرد و زن آن ملك سوارى اسب و خر و شتر دارند . فقط يك پاس شب گذشته مير شب بر اسب سوار مىشود معه چند سپاهيان پياده . در تمام شهر مىگردند و آواز دهل مىكنند . حتى المقدور دزد را گرفتار كرده زنده مىآرند و به حكم پادشاه سزا مىدهند . چون شهر بخارا وسعت كلان دارد از اين جهت چند مير شب هر طرفى عليحده عليحده همينطور مىگردند . بيشتر سلاح بر چهل طولا سه ذرعه شايد كم باشد . هردو طرف دوازده دوازده گره اين دارد .
در تمام ملك تركستان بخارا و غيره همه قوم اوزبك ، [ 19 الف ] تاجك تا چهار پنج كترى روز برآمده نان در شير چاى تر كرده مىخورند . هريك از قوم مذكوران نان تنورى خميرى يكبار بسيار تر پخته كرد نگاه مىدارند تا هشت نه روز . هر صباح همين نان خشك او را بر چاى تر كرده گرمگرم مىخورند و اندك
هامش
( 1 ) . به معنى درآمد