مدرسه از چهل تا دو صد بلكه سه صد حجره خواهد بود . چنانچه مدرسهء كوكلتاش كه نزديك دروازه قرشى « 1 » و دروازهء زيارت حضرت بهاء الدين نقشبند درون شهر واقع است سه صد حجره مشهور است در تمام مدرسه . در هر مدرسه يك مدرس و فى حجره دو طالب علم مىباشند . صاحب مدرسه براى خرج هر مدرس [ 21 الف ] و طالب علمهاى مدرسهء مذكور چند پيكهه زمين لائق زراعت زرخريد و چند دوكان خريد كرده ، كرايهء آن به نام مدرسهء مذكور وقف نموده است . همينطور ديگر مردم صاحب مقدور در مدرسهء تعمير كرده و موافق خرج مدرسهء مذكور چند پيكهه زمين مزروع و چند دكاكين خريده وقف آن مدرسه نموده است . و آمدنى هر مدرسه بابت زمين و دكاكين از سه صد روپيه تا شش هزار روپيه پيدا مىشود . و سواى از اين در هر سال چيزى نقدى پادشاه مىدهد ، بلكه چند مدرّسان كلانكلان را از پنج طله تا پانزده طله در ماهه مىدهد .
از بخارا سمت شمال مائل ايسان دوازده كروه درياى كوهك از طرف كوه سمرقند و غيره برآمده است طرف مغرب مىرود . از همين درياى مذكور نهرها برآمده در ديهات و باغات گرد نواح شهر بخارا جارى هستند و روز پانزدهم آب نهر در حوضهاى شهر مىدرآيد . همه حوضهاى « 2 » آن شهر آن روز از آب پر مىشوند . و آب حوضهاى مذكور خرج قلعه و شهر است . در شهر چاه نيست و هرحوضى بيستبيست ذرعه « 3 » عرض و طول دارد و بعضبعض كموبيش هم . و عمق هر حوض هفت هشت ذرعه كموبيش خواهد بود ، هر ذرعه دو دستكى - فقط .
چون مردمان در موسم برسات [ 21 ب ] آب حوضهاى مذكور مىخورند .
بعد آخر شدن برسات بيشتر بيمارى « نهاروه » يعنى در بدن او رشته مىبرآيد .
در بخارا برف كم مىبارد . خنكى خشك بسيار و باد خنك شديد و قريب هشت ماه خنكى مىماند و دو ماه موسم تابستان و دو ماه موسم برسات .
و تمام عمارت خانههاى شهر بخارا مثل عمارت شهر پيشاور يعنى حويلىها از خشت خام و بيشتر مكان يك منزله دو منزله بلكه سه منزله و ديوار كم عرض .
ليكن در آن ديوار پشتيبان چوبى براى استوارى قائم كردهاند .
و بازار بخارا بيشتر مسقّف و پنج شش سراى پخته براى فرود آمدن مردم
هامش
( 1 ) . اصل : فرس
( 2 ) . معنى آبانبار دارد
( 3 ) . اصل : درعه