ولايت [ 29 الف ] التفات فرمايند عين اتحاد و يكجهتى به دولت عليّه خواهد بود .
اين عرض زياده مطبوع و مستحسن افتاد . مقرّر فرمودند كه هرقدر ممكن شود هركس كه مايل به آمدن باشد به نوعى كه ظلم و جور در آن نباشد همراه ببريد و كسى ممانعت نكند .
چون اين خبر شايع و منتشر گرديد و اين فدوى هم به بلوكات آدم روانه كرده و اين مدّت توقف هم مسلمانان نزد فدوى آمدوشد مىنمودند و از اسرا به قدر يكصد و پنجاه نفر خود را خريده و بعضى نصف و ثلث تنخواه خود را داده بودند تتمه را اين فدوى قرض نموده از تجّار و به آنها داده و در غياب امير كه به سفر خجند و سمرقند بودند آنها را با بيست و شش نفر اسير كه پنج نفر آن سادات بودند و براى سلامتى وجود مبارك قبلهء عالم روحنا فداه خريده بودم و مطلق العنان نموده بودم آماده و مهيا داشتم و مابقى هم از اطراف داخل شهر بخارا شده قريب يك هزار و كسرى اسير جمع شدند .
چون قرار اين است كه از اسرا هركس كه از آب آمويه بگذرد نفرى پنج طلا بدهند و از آب عبور نمايد بدين جهت سالى يك دو نفر بيش استعداد گذشتن ندارند ، لهذا به سركار امير عرض كردم كه يك نفر از كسان خود را همراه فرمائيد كه اينها را از آب گذرانيده كسى متعرض نشود . يك نفر عاشوربيك نام محرم با عنايتنامه [ 29 ب ] از سركار امير گرفتيم كه از بخارا همراه ما آمده تمام اسرا را از آب آمويه بگذراند كه احدى مزاحم احوال آنها نشود . هركدام كه قدرت و استطاعت داشتند مال سوارى جهت خود ترتيب داده و هركس كه قدرت نداشت اين فدوى جهت آنها مال كرايه نموده و اشخاصى كه زن و عيال داشتند به جهت آنها كجاوه ترتيب داده آب و اخراجات آنها را مهيّا نموده تمامى را از دريا گذرانيديم .
روزى كه خلعت و انعامى از سركار امير آوردند كه تفصيل آن در عريضهء عليحده عرض خواهد شد بعد از آوردن خلعت و انعام خدمت سركار امير رسيده و مرخصى حاصل كرده مهماندارى تا چهارجوى همراه ما معيّن نمودند و عاليجاه سبحانقلى بيك كه منصب امير آخورى دارد با هدايا و پيشكش روانهء دولت عليّه نمودند و ملا ابو القاسم كه پيشخدمت امير است به دولت انگريز روانه نموده او و عاليجاه يوسف ولف پادرى هردو را به اين فدوى سپرده از بخارا بيرون آمديم .
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 187
مساهمون: ايرج افشار
ص١٨٧