كريمهء
« وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها »
اين فدوى را روانه فرمودند .
اولا بدون ملاحظه همهچيز نهال اتحاد و يكرنگى را در خارج ثمرى لازم است .
و ثانيا ملاحظهء قوام دولت و استدامت ملك و ملّت خود را بايد نمود .
سركار امير با دوست محمد خان كه در كابل است و مردى با تجمّل راهى و ارتباطى ندارند و با خان ارگنج كه هر روز در نزاع و جدالند و با حاكم خوقند نيز همواره در مقام جدال و قتالند . شهر سبزى و آن حدود هم كه مخالف [ اند ] و ارادتى ندارند . اين خوانين كه هريك ولايتى درخور خود دارند و دولتى مستقل نيستند اين نوع همگى در مقام خلاف مىباشند .
دولتهاى بزرگ هم كه اولا دولت عليّهء روس است ، قطعا رابطه نداريد و با دولت بهيّهء انگريز هم اين نوع سلوك نموديد .
امر منحصر است به دولت عليّه ايران كه آن اشخاص در درگاه سلطنت ما نوكرى و ارادت دارند و با ساير دول هم كمال اتحاد و يگانگى ، به نوعى كه از سخن و صوابديد يكديگر تخلف نمىنمايند . اسباب و آلات جنگ از قبيل توپ و تفنگ و قورخانه و غيره به حدّى حاضر است كه در حوصلهء هيچ [ 27 ب ] مملكتى تاب مقاومت يك ساعت آن نيست .
تركمان آخال و سرخس و رؤساى مرو و ساروق و سالور بر ضمير منير واضح است كه سر بندگى و اطاعت پيش آورده هر حكمى كه از دربار گيتىمدار صادر شود اطاعت خواهند كرد . با چنين دولتى كه اكنون شما از در صداقت و دوستى درآمده لاف يكرنگى مىزنيد و چون من بنده فدوى كه پيوسته مايل به اصلاح و دولتخواهى بوده و مىباشم اظهار مطلبى كه جزئى است مىنمايم و مقصود اولياى دولت ما قوّت اسلام و شكوه ملّت حنيفه است . اين همه ابا و انكار مىفرمايند معلوم است كه منظور اولياى دولت عليّه از اين زحمت و ترتيب آتشخانه و قورخانه بجز غلبه بر كفر منظورى نيست .
بعد از آنكه سركار امير بخارا كه سواد اعظم ولايت اسلام است از مذهب و ملت خود كه در دين متّفقاند و در اصول عقايد متحد بيع و شرا نمايند بلاخلاف اسلام ضعيف و كفر قوى خواهد شد . من بندهء فدوى مصلحت سركار را در دولتخواهى در آن مىبينم كه اسرا را مطلق العنان و بيع و شرى [ را ] [ 28 الف ]