تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
مبارك را بدهيد [ 25 الف ] من ببرم . جواب گفتم فرمان جهان مطاع پادشاه نوشتهء تجارتى نيست كه من بدهم شما ببريد . بايد به دست خود برسانم ، جواب را مشافهة بشنوم . به‌طور خشونت او را جواب كردم رفت . باز مراجعت نمود كه سركار امير فرمودند كه قاعدهء ما اين است ايلچى از هر دولت كه مىآيد در بدايت اگر كاغذى يا خبرى باشد خود مىرساند و بعد از آن اگر خبرى يا كاغذى باشد بايد از براى ما بفرستد . فدوى در جواب گفتم اگر قرار تركستان اين است قرار ايران اين نيست . مجددا رفت به زودى مراجعت نموده گفت سركار امير فرمودند بعد از يك ساعت ديگر بيائيد و فرمان مبارك را بياوريد . اين فدوى فهميد كه تأخير به يك ساعت ديگر منظور تزيين و تغيير اوضاع است . بعد از انقضاى يك ساعت شقاول آمده با يساولان اين فدوى سوار شده روانهء ارگ شديم . در دربخانه جمعى را فراهم آورده بودند . ليكن در خدمت امير سه چهار نفر از اكابر و اعيان بيشتر نبودند . به مجلس سركار امير وارد شده سلام كرده ، در جاى معيّن خود نشسته به طريق سابق فرمان مبارك را [ 25 ب ] رسانيدم . شخصى كه مقرّب سركار امير بوده خواست كه فرمان را گرفته به امير بدهد . فدوى اعتنائى به او نكرده خود فرمان مبارك را بوسيده به دست امير دادم . فرمان مبارك را گشوده من البداية الى النّهاية مطالعه نمود . حكايات سابق صاحبان انگريز [ را ] باز به ميان آورده بعد از سؤال و جواب بسيار سركار امير فرمودند كه كتمان نمىتوانم كرد ، من از اينها مطمئن و آسوده نيستم . مىخواستم نيز اين را به رفقاى خود ملحق سازم ولى چون خواهش دولت عليّه است و شما آمده‌ايد بخشيدم . سپردهء شما است ، در زمان مراجعت با خود ببريد . بلكه ما هم آدم به دولت انگريز روانه مىكنيم و فرستادهء خود را هم به شما مىسپاريم . صحبت به اينجا ختم شد . در اين مدت كه سركار امير را ملاقات كرده نديده بودم كه لباس فاخر بپوشند امروز جبّه ترمهء بسيار سنگينى در بر داشت . بعد از بيرون آمدن فدوى هنوز به درب ديوانخانه نرسيده چند نفر از محرمان دويده همان جبّهء ترمه را با هشت كلّه قند روسى آوردند كه امير براى شما فرستاد . معلوم شد كه به جهت خلعت فدوى آن جبه را پوشيده بود [ 26 الف ] بعد از
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 183 | ايرج افشار