[ منازعهء حاجى شير على خان ]
تفصيل اين اجمال آنكه سابقا در ايام حكومت محمد على خان « 1 » حاكم خوقند كه دو سه بار بر سر خوقند رفته بود تا آخر الامر محمد على خان را با پسرها و دخترها و زن و مادر و خويش و طايفه كلا را به قتل رسانيد و خوقند را تصرف نمود سركار امير سركرده داشت ، عمل و منصب پروانچى داشت ، او را با پنج هزار نفر حاكم خوقند كرد . شهرهاى خوقند را با ممالك كلا به تصرف درآورد .
حاجى شير على خان كه حاكم خوقند است از بنى اعمام محمد على خان است . سابقا از ترس محمد على خان گريخته درميان ايل ختا [ و ] قبچاق گاه پيدا گاه پنهان بوده راه مىرفت . تا بعد از قتل [ 20 ب ] محمد على خان سه چهار ماه از حكومت ابراهيم پروانهچى گذشت . چون سركار امير خرابى در خوقند و صفحات او نموده بود خصوصا ابراهيم پروانهچى هم به خلاف ضابطه كار مىكرد ناچار اهل ختا و قبچاق « 2 » و توابع خوقند جمعيت نموده با حاجى شير على خان پيوسته حركت كرده به خوقند آمدند .
ابراهيم پروانهچى از اين مقدمه مطلع گرديده چون ديد اهل خوقند كلا او را نمىخواهند و بخارا هم دور است به قدر مسافت بيست روز راه است امداد به اين زودى نمىرسد ناچار فرار برقرار اختيار نموده به بخارا مىآيد . حاجى شير على خان به استقلال تمام داخل خوقند مىشود . از بستگان امير در ولايت خوقند و خجند و تاشكند و ساير توابع هرچه يافتند به قتل رسانيدند .
حال دو سال است « 3 » كه حاجى شير على خان به استقلال در آنجا نشسته است . در اين اوقات كه سركار امير به سمرقند رفته حاجى شير على خان پسرى داشت ديوانه بناى مخالفت با پدر گذارده در شهر خوقند فيما بين پسر و پدر نزاع شد . پسر مير عالم نام شخصى است از ختا [ و ] قبچاق در آنجا مشهور است [ 21 الف ] . دزد بازار آشفته مىخواهد . فرصت غنيمت شمرده با پنج هزار كس از كاشغر كه اهل ختا [ و ] قبچاق در آنجا قريب يكصد هزار خانوار مىشوند برداشته بر سر
هامش
( 1 ) . محمد على بن محمد عمر از سلسلهء خانات خوقند تا 1256 حكومت آنجا را داشت و شير على خان ( عموزادهء پدرش ) در 1256 به تصرف خوقند نايل شد و تا 1261 بر سر قدرت كار بود .
( 2 ) . در اين مورد ختا و قبچاق است و موارد ديگر ختا قبچاق .
( 3 ) . چون شير على خان در 1256 حاكم خوقند شد . پس سفر مؤلف اين سفرنامه طبق اين نوشته بايد در سال 1258 اتفاق افتاده باشد ولى در سال 1260 بوده است . مقدمه ديده شود .