تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
بىسامان [ 13 ب ] مىآورد . اگر در يك روز يك نفر بىسروپا پنج فقره برات و تعليقه و فرمان مىگرفت باز ملازم و مواظب و هل من مزيدگويان فقرهء سادس را طالب بود و مقدمات مزبوره شأن كل مردم را از ميان برداشت . امراء عظام را زير دست اراذل و لئام بايستى نشست و علماى اعلام را در برابر نقّالى دراويش زبان افادت بايستى بست . علّت ديگر آنكه در اوايل وزارت چون وحشتى كامل از كار هرگز نديده حاصل داشت به اصطلاح خود تدبيرى كه انديشيد آن بود كه خود را به سفراى دول خارجه رايگان سازد و على اى نحو كان به لوازم توقير و احترام و اصغا و امضاى هر نوع خواهش و مرام و اطاعت و انقياد هرگونه گفتگو و كلام آنها پردازد . اگر يك نفر از صاحب‌منصبان و نايبان سفرا اخبار عزم ملاقات آن مرحوم مىكرد مجمع مشحون به علماء و اعيان و امرا و اركان و خوانين و بزرگان بايد به الفاظ [ 14 الف ] ركيكه و محصلين شديده طرفة و دفعة از وجود متنفس خالى و عاطل و تهيّهء لوازم و احترام آن صاحب‌منصب خارجه را مرتقب و عاجل باشد . بزرگى اشارت به آن حالت فرموده گفته بود نوبتى در محضر حاجيم عبور افتاد . حوضى را به جاى آب مملو از كلاه و صحنى را پر از كفش بدل از گل و گياه ديدم . از حادثه استفسار و از واقعه صورت استخبار نمودم . به اشارتم اعلام كردند كه از خانهء سفارت ، نامعروفى به اين طرف عازم است ، احتياطا مردم را راندند و در صدمه
« كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ »
كفش و كلاه را برجا ماندند .
مقرو الله بالتقدير ما استرك * فيه نجوم و لا شمس و لا قمر و الخير و الشرّ منه جاريان * على ماشاء لا . . . نعنى و لا جذر
و با همه احترام و انقياد كه از آنها به عمل مىآورد به حكم
« إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ »
در نظر آنها هم وقعى نداشت ، و چون عموم ناس را در مقام رنجش و يأس از آن مرحوم مىديدند عظم طفلى به او قرار نداده [ 14 ب ] لوازم تخفيف معمول مىداشتند .

[ ثانيا ] « 1 »

ناامنى شهر و محلات و بازار و بيوتات از سرقت و شرارت اوباش و اراذل « 2 »
هامش
( 1 ) . جاى چنين عنوانى در اصل بياض است . ( 2 ) . اصل : ارازل .