دفع ايشان بسته بود و روز و شب در مرصد اسناد [ 11 ب ] تهمت و اثبات خيانت نسبت به اعاظم پاك دين و اشراف با تمكين نشسته از جمله جناب اجل امجد اشرف صدر اعظم « 1 » افخم ايده اللّه بتأييداته را كه در آن زمان به حكم وراثت داراى منصب نبيل وزارت لشكر ايران بودند بر خود زياد و در فنون ملكدارى و وزارت باهر و استاد ديده [ به ] تمهيدات و تسويلات در مقام رفع آن ذات شريف برآمده ، چندانكه آل فرعون در انتفاى ظهور و اطفاء حضرت كليم سعى « 2 » نمودند و طرق غوايت را به اقدام ضلالت پيمودند اهتمام نمود . ولى چون مشيّت سبحانى به رفع مختلات ايران استقرار يافته و آن وجود مسعود را باعث انتظام اين ممالك و امن اين مسالك خواسته بود تير تدبيرش بر هدف مراد نيامد .
و با آنكه حضرت اقدس محمّد شاهى در هيچ امرى از امور ، خلاف رأى آن مرحوم را جايز نمىدانستند و گفتهء او را
« إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى »
مىخواندند در اين يك مهم خطير همراهى به او نمىفرمودند ،
« يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ
[ 12 الف ]
بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ » .
بالاخره ترضيهء حاجى را به اين معنى رضا دادند كه جناب اجل امجد دام ظله العالى از مقرّ خلافت نقل مكان به ولايت كاشان كه اقرب بلاد ايران به مستقر سلطنت است فرمايند . و جناب معظم اليه برحسب اشارت همايون بدان ولايت تشريففرما گشته بدون آنكه شكستگى بر شاخسار اجلالشان رسد ساحت آن ولايت را به فرّ وجود ذى وجود رشك « جنات عدن التى يدخلها عباده الصالحون » فرمودند ، و مادام توقف مفخر اكابر و اعيان آن مرزوبوم و محلّ اميد و اطمينان عموم خواص ايران بودند .
[ رفع هريك از معايب ]
[ محل عنوان ] در بيان مناقص و معايبى كه به جهت مقدمات مذكوره در فصل سابق در ممالك ايران روى نمود و رفع هريك كه به حسن كفايت جناب اجل امجد شده در فصل سيم مذكوره خواهد شد ان شاء اللّه تعالى مشتمل بر چند مطلب
هامش
( 1 ) . ميرزا آقا خان نورى .
( 2 ) . اصل : ساعى