تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
حكايات عجيبهء ايران و واقعات غريبه در اين خاك مقدس روى داده و نظر عموم ملل دنيا را معطوف نموده است . نگارندهء بعضى اشارات تاريخى ايران را ملزم است اگرچه صفائح تاريخى ايران و اروپا تمام را نگاشته و ما محتاج به درج آن نيستيم و قارئين به ملاحظهء آن ملزم نخواهند بود ، ولى چون براى تقديم مقدمه كه نتيجه از آن حاصل شود و اذهان متوجّه تقديم و تأخير تاريخى بويژه حدوث انقلابات كثيره در اين سه سال اخير است كه مردم ايران از خواب غفلت بيدار و از مستى جهل هشيار گرديده به خود آمده حقوق مردمى و مليّت خود را پيروى كرده از مظفر الدين شاه درخواست آزادى نمودند مرقوم مىداريم . « 1 »

[ خواب اوقاف ]

آقاى مدير ! ديشب بعد از اينكه صرف شام كردم در اطاق راحت خود در تختخواب خود دراز كشيده ، به بعضى از كتب علميه به مطالعه پرداختم . مىدانيد مطالعهء كتاب منوّم است . به خواب رفتم . با آنكه روشنايى چراغ را كم كرده بودم باز اوطاق روشن بود . نمىدانم از پرخورى يا از بخار معده بود يا جزء اضغاث و احلامش بشمارم .
هامش
( 1 ) . اين يادداشت پشت سوادنامه‌اى است كه گوشه‌اى از آن پاره و محو شده است : فدايت شوم رقيمهء مصحوبهء عاليجاه رضا قلى خان زيارت شد . واقعا و بدون هيچ تملق و ريا وصول رقيمجات عالى براى من انده برد غم لشكر و شادى دهد جان پرورد . ظهور مرحتمها و چاكرنوازيهاى حضرت اشرف و الا وليعهد روحى فداه و التفاتها و توجهات پدرانه و بزرگانهء جناب جلالت مآب بندگان اميد گاهى سردار دام مجده العالى تارك افتخار مرا برافراشت و به حدى مفتخر و سرافراز شدم كه زبان از شكر عاجز است . هم مگر سركار عالى التفات فرموده به نيابتى كه اولى و اشرف از اصل است بساط حضرت اشرف امجد و الا وليعهد روحى فداه را به شكرانهء مرحمتى كه مبذول فرموده‌اند سجده برده شريطهء غراى منوچهرى را دو دعايا رب هزار سال ملك را بقا دهى * در غرور تنعم و در يمن و در يسار از نيكخواه او * مكروه بازدارى اى ذو الجلال بارو هم در خدمت جناب جلالت مآب سردار مجده العالى با آن بيانات خسروى ( ناتمام ) .