تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
شوراء ) مشهود و به اجازهء دولت سال‌به‌سال تدوين و چاپ كرده و موسوم به « كتاب آبى » براى اشاعهء عموم انتشار داده‌اند . در اين هنگام بندگان حضرت حاج . . . « 1 » اسعد حاج عليقلى خان سردار اسعد ادام اللّه ايام اجلاله كه نام نامى آن يگانه فرزند رشيد ايران از عهد قديم سر دفتر الواح كتب تاريخيه مىباشد و به ديدهء ديد اگر بنگريم آستانش محطّ رحال و درگاهش مهبط آمال خاص و عام است ، و شخص شخيص او در هروقت حامل اعباء امور و در هر موقع كافل مصالح جمهور است .
از نيا بر نيا محيط كرم * وز پدر بر پدر مربّى جود آفريننده ، ز آفرينش او * طرح نو ريخت بر بناى وجود
چون همى خواست كه مردم را از . . . « 2 » و انقلاب اين چند ساله آگاه و در حال ايقاظ و انتباه آورد اين بندهء درگاه ابو القاسم . . . را احضار و به ملاحظات شايانم مستظهر و به ترجمهء كتاب مزبور اشارتم فرمود .
چو امرش بود نافذ بر وجودم * نهادم بندگى را سر به طاعت كه يعنى آنچه فرمان تو باشد * . . . راهى جزا طاعت
امتثالا لامره الجليل با بضاعت مزجاة همّت بر ترجمهء آن كتاب گماشته و به قدر وسع و طاعت در تسهيل عبارت كوشيده ، اميدوارم كه مطالعه‌كنندگان محترم اگر بعضى . . . « 2 » ببينند قلم عفو ( ناتمام مانده ) .

مقدمه‌اى با نام عين الدوله از زبان حبيب الله مترجم

رزاقى را ستايش و نيايش درخور است كه قواى ناميه را به ترتيب مأكول و مشروب مستقل نمود و ذائقه را به طعوم و لحوم مميز فرمود . تقدست الاله و تنزهت نعمائه . پاكان و فرستادگانش را درود و ثنا . . . « 3 » است كه گوشت و پوست خود را به غذاى عبوديت پرورش دادند و بر نطع تنعم گاهى دو نان خورش بنهادند ، به‌ويژه محمّد مصطفى
هامش
( 1 ) . جاى دو كلمه سفيد مانده . ( 2 ) . يك كلمه ناخوانا . ( 3 ) . يك كلمه ناخوانا .
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 453 | ايرج افشار