تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
جايى رسيده است كه عين الدوله سردار قشون مأمور تبريز براى نگاهدارى عساكر خود اضطرارا پست طهران را كه حامل پول بانك و تجّار انگليس بود گرفته و تمام وجوهات را مأخوذ داشته است . وقتى كار به اين مقام رسيد و بنا شد كه دست به اين وسايل زنند ببينيم باز در خيال خود باقى خواهد ماند و با ملّت خود لجاجت خواهد كرد ؟ وقتى كه پول نداشته باشد و نتواند از عهدهء اداى حقوق گارد مخصوص خود برآيد ببينيم كسى از دربارى يا عمله‌جات خلوت و مستحفظين دور او باقى و برقرار خواهد ماند و جلوگيرى از حملات مشروطه‌طلبان خواهد نمود ؟ يا اينكه مانند « مد » خواهد گفت خودم هستم كافى است ؟ اگر خودش هم بماند باز خيلى زياد است . در انفصال پارلمان چنين تعهد كرد كه بعد از سه ماه مجددا امر به انتخاب جديده خواهد داد و مجلس را برقرار خواهد ساخت . مدّت منقضى شد و اثرى از انتخاب و پارلمان ظاهر نگشت . سفراى روس و انگليس يادداشتى اظهار كردند ، موعد را چهاردهم نوامبر قرار داد . وقتى كه اين مدّت هم سرآمد با كمال بىشرمى مشروطه را خلاف شرع و مخالف با قرآن و ميل مردم اعلان كرد و دويّم دفعه از قول خود نكول كرد . بالاخره براى فريب دادن عوام ، شوراى مملكتى مشتمل بر پنج عضو داير ساخت و تمام اعضا را از مستبدين نامى مملكتى انتخاب كرد . عمدهء حرفش اين است كه آزادىطلبان و مشروطه‌خواهان درصدد قتل من و انقراض سلطنت قاجاريه‌اند . ولى مىبينيم كه اين فرقه تا به حال با كمال صداقت و نجابت رفتار كرده‌اند و هرگز اظهارى براى تغيير دادن او نكرده‌اند . وقتى شاه بايد از اين مسئله بترسد كه لجاجت را به اعلى درجه برساند . در آن هنگام هم سلطنت را به پسرش سلطان احمد ميرزا واگذار خواهند نمود . حاليه اگر در خيال اين است كه بتواند قرض از خارجه نمايد خيالى است خام . چونكه هيچ‌يك از دول متمدّنه ممكن نيست دينارى بدون امضاى هيئت مقننه و وكلاى ملّى به او قرض بدهند . آنا فانا اغتشاش بالا مىگيرد و وضع سخت مىشود . روس و انگليس به واسطهء معاهده [ اى ] كه در 1907 كرده‌اند قرار بر اين شده است كه در امورات داخليهء مملكت مداخله ننمايند . معذلك چون سكته بر تجارت و منافع شخصيهء دولتين وارد [ شده ] است لهذا با شاه در باب « كنستى توسيون » گفتگو نموده‌اند ، ولى رقابت باطنيه‌اى كه فى