جلوس نمود . اين سلطان همواره بر استبداد خود باقى بود ولى در موارد عديده قسم ياد نمود كه با اساس مشروطيت همراه باشد . بدوا اثرى از استبداد او ظاهر نگشت ولى محقق بود كه عنقريب نتيجهء خيالات او ظاهر خواهد گشت . تا اينكه مجلس در جرح و تعديل ماليه معادل دو ميليون و پانصد هزار فرانك براى صرف جيب و مخارج همايونى معيّن نمود . از اين روى شاه از پارلمان روگردان شده جدا درصدد برهم زدن آن برآمد .
تا اينكه در ماه دسامبر واقعهء ميدان توپخانه را به ميان آورد . ولى چون تازهكار بود درست از عهده برنيامد و مجددا به ايمان مغلظه و به كلام مجيد قسم ياد نمود كه من بعد با اساس مشروطيت مخالفت نورزد .
لكن در ماه ژوئن بهارستان را كه مقرّ وكلاء بود گلولهباران كرد و رؤساى مشروطهطلبان را دستگير نمود و طهران را در تحت حكومت نظامى درآورد و در اندك مدّتى طهران منظم گرديد . براى اينكه ساير شهرها و ايالات منظم گردد مستبدين رجال دولت را با دستورالعملهاى معينه به حكومت فرستاد و به آنها امر و مقرر نمود كه از عموم مردم عرايض برنخواستن مشروطه گرفته به پيشگاه هميونى روانه دارند . مردم كه اين حال ديدند بر حكام شوريده آنها را بيرون كردند و اسلحه و ذخيرهء دولتى را متصرف شدند .
حركت شورش چون لكهء روغن بناى نشر و انبساط را گذاشته ، در اندك مدّتى بر تمام ايالات ايران سرايت نمود . كار به جايى رسيد كه امروزه تمام شهرهاى ايران در يد قدرت مشروطهطلبان درآمده و مردمان كوهپايه « 1 » كه بدوا بيطرف بودند حاليه تماما با مشروطيت همراه شدهاند ، با اينكه معنى آن را نمىدانند . معذلك اين اساس را دواى دردهاى خود مىدانند . علماى نجف اشرف هم احكامات اكيده در باب مشروطه به اطراف فرستاده و اساس مشروطيت را از اركان مذهب قرار دادهاند ، لهذا تمام ايران هواخواه مشروطه و مشروطهطلب شدهاند .
امّا سلطنت شاه منحصر شده است به چند نفر وزير ، از آن جمله امير بهادر است با دو سه هزار نفر سرباز كه بر حالت استبداد باقى ماندهاند و قسمتى هم از سكنهء طهران از ترس بومباردمان ساكت ماندهاند .
بااينكه تمام جواهرات سلطنتى را گرو گذاشته است هيچ پول ندارد . كار به
هامش
( 1 ) . ازين تعبير منظورش عشايرست .