فرستاده . كسى از او نمىپرسد اما كربلائى اين چه چيزى است كه فرستاده .
مرا خنده گرفت ، اما ملتفت شد . گفتم ديديد آنچه مىگفتم بدون غرض بود . چرا نبايد از او كسى بپرسد كتابچهء وارد و صادر تو كو ؟ چوبانداز حساب دادن يعنى چه .
گويا تاتوره به هوا پاشيدهاند . عاملان عدل زنده و حاملان شرع پايندهاند . اصالت و نجابت معدوم نگرديده . مىدانيد چونكه محل تأمل است اين است كه به واسطهء بىترتيبى اسافل و اراذل روى كار آمده و در حقيقت آزادى متوفى گرديده ، مردمان آزاد اسير پنجهء نفاق شدند .
آخر اى بىانصاف حساب كو ، دفتر كو ، طلا و نقره كو ، ضرابخانه كو . به هرچه فرنگى نوشت قبول . رئيس ضرابخانه از شير بىدم و بىاشكم چه مىخواهد .
گفت سى سال است مال مرا مىخورد ، براى چه مسيو دوبروك در انگلستان عيش مىكند . پول پيرهزنان ما را چرا ببرد ، ماهى سيصد تومان مىگيرد .
آقا ! فرمود امروز وقت گذشت . فردا با شما از حسن اتفاق و تأسيس مجلس و همراهى حضرت وليعهد مباحثات دارم و ترا ساكت مىكنم .
[ وطنپرستى و حقوق وطن « 1 » ]
بزرگترين حقوقى كه پاس آن در عالم بشريت و انسانيت براى افراد ملل متنوعهء دنيا لازم و شرط ايفاء آن اولين وسيلهء تمدن و قوميت است معرفت حقوق وطن است و ما به سبب عدم معرفت به اين حقوق بزرگ از رويّهء وطنخواهى و طريقهء حبّ وطن هزاران فرسخ دور افتاده و وطن عزيز را از دست داده و نمىدانيم وطن كيست و حقوقش چيست .
اجمالا شنيدهايم « حبّ الوطن من الايمان » ، اكنون به عبارت سهل و ساده در تأويل و تعبير اين لفظ مقدّس بيان مىكنم كه وطن مولد بشر است و وطن منشاء انسان است . يعنى در هر نقطه از نقاط عالم كه انسان به وجود آمد و در هواى آن نشوونما يافت آن را وطن مىنامد . اگرچه عموم ملل عالم بدون استثناء همه باهم برادر و از
هامش
( 1 ) . ازين نوشته يك مسودهء نيمه تمام باقى است و يك پاكنويس .