زانو گرديدهاند . صبر كن امور تدريجى الحصول است نه آنى الحصول . اين مجلس كارها دارد . بگذار استقامت پيدا كند ، نضبح بگيرد ، مو را از ماست مىكشد . هركس را به وظايف علم و اطلاع مؤدى است ، رنجها به آسايش تبديل خواهد شد .
تصور كردم آقا مرا استهزاء مىكند يا خود را نفهم قلمداد مىنمايد و تجاهل مىنمايد . گفتم : آقاى من . آنهائى كه در اين مدّت تحصيل علم كردند همه عاطل و باطل ماندهاند ، اجنبى را مگر نمىبينى ريشه كرده ، به ثروت شما دست انداخته . يك خارجى در مملكت ما تفوق بر ما دارد . نونهالانى كه با شيرهء جان پرورش كردهايم در دست آنها اسير [ اند ] و ده نفرشان اجرت يك نفر آنها را ندارند . زحمت نكشيد ، خود را رنجه نداريد . اين مردم قابل توجه نيستند . روحانيين را ببين ، رؤساى دولتى را تماشا كن كه از سوء نفاق و عدم اتفاق و علم سنگلاخ مىپيمايند . در مملكتى كه چهل كرور نفوس متنفس به روح انسانى است اينطور مدفون مقابر جهلاند و خود را زنده مىپندارند و جسد ملّيت و تمدن هريك بدون اينكه جوى از حجم آن بكاهد به واسطهء بىعلمى و نفاق كمتر از نقطهء موهومى شده ، چطور قابل قبول قانون كه اساس انسانيت مردمى است خواهند بود و مرهون تعليمات اساسى خواهند شد . مثل اينكه مىخواهيد حقيقت يك امرى را كه از بديهيات است بدانيد ، بىعلمى و نفاق كه اوّلين مرتبهء بهيمى است مانع [ است ] و سدّ طريق مىنمايد .
در اين بين صداى در برخاست ، جوانى داخل شد نشناختم . آقا صحبت را بريد .
بنده ساكت شدم .
آقا پرسيد كجا بوديد ؟ گفت رفته بودم گمرك پول بگيرم . ندادند و گفتند پول نيست .
آقا پرسيد اقساط ماليات و گمرك چه شده كه پول نيست .
گفت نمىدهند ، زور نداريم ، فرنگى است ، حرفش يكى است . كسى از او نخواهد پرسيد پول گمرك كو ، پولهايت كو ، صندوق ماليات يعنى چه . هرچه بگويد ، بنويسد ، قول امام جعفر صادق است . برهان منطقى و دليل هندسى دارد . چنانچه شنيدم حساب او را خواستهاند ، فردى على العميا نوشته و جميع حساب خود را از گمرك و پست و ضرابخانه و غيره و غيره چهار كرور و كسرى . . . « 1 » برده و اين فرد را براى وزير ماليه
هامش
( 1 ) . يك كلمه ناخوانا .