تا زود است و حسّى باقى است بايد خود را در عداد سايرين آورد و نام نيكى بگذاريد و بگذريد كه تا قيامت به نيكى نام بردار باشيد . و الّا
« يك مرده به نام به كه صد زنده به ننگ » .
و السلام على من اتبع الهدى .
امضاء محفوظ « 1 »
[ دربارهء مجلس - خارجيها ]
بعد العنوان .
اى واى كه به نشد بتر من . با يكى از اجزاء محترم كه حضورش قابل توجّه است مجلسى داشتيم . به اصطلاح صحبتمان كرك انداخته وقت تلف مىكرديم . ساعت ديد بىمحابا برخاست كه بايد بروم به مجلس . مرا از حال طبيعى بيرون برد .
پرسيدم تشكيل اين مجلس براى چيست و اين همهمه براى كى . چرا عبث خود را رسوا و بين خويش و بيگانه ، ملّت بدبخت بىعلم را مفتضح مىفرمائيد و خود را ريشخند مىكنيد . بگذاريد به همان حالت اوّليه و خواب خرگوشى باقى باشد . كار از پيش نمىرود . نفاق بيّن در كار و اتفاق به يك سو معدوم . اجنبى و نكتهشناسان خارجى ما را شناخته تخطئه مىنمايند .
مجلس مجلس مىگوئيد . مىشنويد . آخر بفرما چه كارى از پيش رفته و چه امرى ظاهر شده . نهايت اين است تزلزل در اساس غيرمرتبى انداختيد و كار را ابتر كرديد و ما را . . . « 2 » تر فرموديد . آن وقت بچاپبچاپ كمتر بود ، حكومتها در دور و نزديك پرده روى كار مىكشيدند . حالا . . . « 3 » محكمههاى دار الشرع ملاحظه از غير و آشنا مىكردند ، حالا . . . « 1 » بلى وقتى اين كار درست مىشود كه عالى و دانى متفق و از رسم نفاق محترز باشند .
خنديد ، گفت خيلى از امور بىخبرى ، شاه بخشيد . . . « 1 » روحانيين همدست و هم
هامش
( 1 ) . اول امضاء « مهدى » بوده . آن را پاك كرده و امضا محفوظ نوشته است .
( 2 ) . يك كلمهء ناخوانا
( 3 ) . نقطهچين در اصل است .