عين الدوله كه در اواخر كار وزير اعظم و اتابك اعظم شد چنان نائرهء ظلم را برافروخت كه به هيچ آبى منطفى نمىشد . بر عالى و ذاتى اكتفا نكرد . تيشهء جورش ريشهء بسى مردم را كند . در تمام امور خود را فعال ما يشاء مىدانست . به مردمان عالم وقعى ننهاد و فرومايگان را بسى محترم داشت .
مظفر الدين شاه هم كه هيچش حسّ بشرى نبود در دست قدرت او . . . ( ناتمام مانده ) .
[ از علل قتل ناصر الدين شاه ]
روز 17 ذى القعدهء 1313 ميرزا رضاى كرمانى ناصر الدين شاه را هدف گلوله كرد و اين خود از نتيجهء سيئات ناصر الدين شاه بود . به واسطهء اينكه شاه در زمان سلطنت مردى بود عياش ، با آنكه عزمى راسخ داشت هواى نفس و شهوترانى او را از امور مملكت بازمىداشت و غالب در شكارگاه با پردگيان خود مشغول عيش [ بود ] و به هركس كه اختيارى مىداد مسئوليت از او سلب بود ، خصوصا به ابناء خود مثل ظل السلطان و نايب السلطنه . كسى را قدرت بازخواست از اعمال ابناء او نبود و نايب السلطنه هم مردى بود كه در شهوترانى و هوىپرستى ضرب المثل [ بود ] .
و بهويژه در اين اواخر كه حكومت طهران و رياست كل قشون ايران به دو مفوض و وزارت جنگ به او موكول بود ، آقا بالا خان [ را ] كه يكى از امارد معروف و چون صباحت منظرى داشت و از اندك مشق نظامى آگاه بود ، نايب السلطنه او را حريف حجره و گرمابه و گلستان خود قرار داده ، مخزن قشونى و چندين فوج از افواج نظامى را به او سپرد و او را در كار نظام اختيار داد و او را جزء رجال دولت محسوب داشت .
آقا بالا خان برحسب فطرت و سوء نيّت به بعضى اقدامات غيرمشروع تشمير كرد و هرروز براى صرفهء آتى در خلوت با نايب السلطنه دسيسهها نمود و وساوس به كار برد و به هركس كه اندك احترازى پيدا مىكرد گرفتار سخط و غضب و حبس و زنجير نايب السلطنهاش دچار مىداشت .
ميرزا رضاى كرمانى كه در حقيقت از مردمان جهان ديده و برگزيده بود به تقريبى دوچار دست تعدى آقا بالا خان گرديد و محبوس شد . چندين سال در حبس