زاده بود صدر اعظم گرديد و امور مملكت را از روى حزم و احتياط و عقل منظم ساخت . تأسيس مدرسهء دار الفنون نمود و در نشر معارف همتى كرد . افسوس كه اين شاه جوان به تلقين سعاة و وشاة بعد از دو سال صدارت او را عزل و به فين كاشان فرستاد .
در آنجا در حمام قيفال دو دستش را گشودند تا جهان بينش بسته [ شد ] و درگذشت .
نوبت صدارت به ميرزا آقا خان نورى رسيد . اگرچه اهتمام در انتظام مملكت مىنمود ولى در باطن خيلى خرابى به ايران وارد آورد .
چون بعد از فوت محمد شاه و ابتداى جلوس ناصر الدين شاه ، سلطان مراد ميرزاى حسام السلطنه مأمور فتح هرات گرديد و كار را ساخته شد دولت انگليس اين كار را به ملاحظهء هند مخالف پولتيك ديد . سفاين جنگى او به بوشهر آمد و آنجا را منمر [ كرد ] و تا حدود برازجان قشونش آمدند . از طهران ميرزا محمد خان سپهسالار با سى هزار نفر قشون مأمور جلوگيرى گرديد . ولى از اينجا ميرزا آقا خان در باطن انگليسها مواضعه كرد . دولت ايران ناچار هرات را تخليه نمود . انگليسها هم بوشهر را واگذاردند .
در اين مسئله خيانتى از اين وزير به دولت ايران وارد آمد ، چنانچه در تاريخ مسطور است . هفت سال وزارت نمود و اسائهء نيت . در اصفهان درگذشت .
الحاصل ميرزا حسين خان سپهسالار و صدر اعظم كه مردى بس محتشم بود و سالها در اروپا و به سفارت كبراى اسلامبول مأموريت داشت و خدمات نمايان به دولت و ملت ايران كرد و مصمم بود كه بهكلى وضع ايران را تغيير دهد و به اسلوب جديد اروپا ايران را منظم كند و سفرى شاه را به اروپا برده از اوضاع جديده شاه را بينا كرد .
چون خائنين ملت و دولت ديدند اگر اوضاع تغيير كند دستشان از خيانت بريده است ذهن شاه را مشوب كرده تا آنكه او را عزل و به قزوين تبعيد نمودند . و بعد حكومت قزوين به او موكول آمد .
در اين هنگام شيخ عبيد الله يكرمى « 1 » در سرحد آذربايجان بناى طغيان را گذاشت .
براى قلع و قمع او دولت ايران حمزه ميرزا حشمت الدوله را مأمور كرد . هنوز كار را خاتمه ننموده ، فوت شد . سپس [ علاء الدوله ] امير نظام قاجار را به اين خدمت نامزد فرمودند . او هم چندى نگذشت به هواى حشمت الدوله پرواز [ كرد ] و از اين جهان در گذشت . الزاما سپهسالار را از حكومت قزوين براى دفع شيخ مأمور كرده سپهسالار
هامش
( 1 ) . نسبت او شمزينى ، معمولا ضبط است .