تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
كرمانى درگذشت مظفر الدين شاه در تبريز بوده ميرزا على اصغر خان صدر اعظم كه از برآوردگان ناصر الدين شاه بود به حسن كفايت ايران را از شرّ شرور بسى محفوظ داشت و حكام را از قتل شاه آگاهى داده و در حفظ حدود و ثغور سخت مبالغه كرد . بعد از دو ماه كوكبهء مظفر الدين شاه از تبريز به طهران سراى سلطنت است نزول اجلال فرمود . ولى اين پادشاه مردى بود از رموز مملكت بىخبر و بسيار حليم . افسوس كه درباريان او تمام مثل گرگ گرسنه ، ( به خيال شكار و جلب نفع خود ) چنان حوزهء سلطنت را فراگرفته نمىگذاشتند به ترتيب مملكت بپردازد و تمام بىكفايت و بىعلم و درصدد آن بودند كه به هر دست‌آويزى باشد او را سرگرم كرده تيول و مواجب از او بگيرند . اگرچه خود شاه به واسطهء سلامت نفس راضى بود كار مملكت بهبودى حاصل كند ليكن بىعلمى و بىكفايتى حواشى سلطنت مانع از اجراى اين مقصود بود . علاوه بر اين چون علت مزاج داشت به كار مملكت نمىتوانست برسد . به ملاحظهء بصيرت در امور مملكت امين السلطان را صدارت داد . درباريان چون او را مخل پيشرفت مهمات خود ديدند در پيش شاه سعايت كردند . بعد از هفت ماه او را عزل و تبعيد به قم نمود . ميرزا على خان امين الدوله كه مردى بسى عاقل و عالم و سالها در خلوت ناصر الدين خدمت كرده و مدتها به ترسل حضورى شاه مفتخر بود او را وزير اعظم [ كرد ] و بعد به منصب صدارت برگزيد . امين الدوله در باطن امر مقاصد عاليه براى انتظام مملكت داشت ولى افسوس كه مردم بىعلم پى به مقاصد و مكنونات خاطر آن مرد بزرگ نبرده سدّ باب خيالات او را كردند و او را دچار اعضال و محظور نمودند . رؤساى روحانى هم به مخالفت ، خيال مردم را مشوب و درباريان را از او رنجانيدند . علل متواتره پيش آمد . به اين واسطه نه ماه شش ماه وزير اعظم [ بود ] و صدارتش طول كشيد . بلى چيزى كه در ايام صدارت آن بزرگوار به حال ايرانيها مفيد افتاد رشتهء دنبالهء خيالات او بود كه اصلاح‌طلبان از دست نداده به تأسيس مدارس جهدى نموده ، امين الدوله هم در استحكام اين امر همت مىگماشت . چون ملاحظه كرد مجاهدات او با حال درباريان سودى ندارد دامن همت برچيد و مظفر الدين شاه هم او را عزل و تبعيد به گيلان كرد و از آنجا به فرنگستان رفته ، از فرنگستان به زيارت مكه مشرف شده ، برگشت به گيلان . در ملك خود ببود تا به رحمت ايزدى پيوست .
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 426 | ايرج افشار