سلسلهء اين طايفه است كه با عزم و حزم تمام حركات او صفايح تاريخ را ملوث نموده تا از سوء نيت او ، او را سه نفر كه محكوم به قتل بودند از بيم جان در قلعهء شوشى مقتول كردند . ( 1211 )
و چون بلا عقب و مقطوع النسل بود فتحعلى خان برادرزادهاش را وليعهد كرده بود و او در سنهء 1212 به تخت نشست و فتحعلى شاه بسى هوىپرست و شهوتران بود .
چنانچه در حرمخانهء او بالغ « 1 » همبستر داشت . اگرچه در سلطنت او از طرف روس و عثمانى مكرر كشمكش بود ليكن تمام به سركردگى عباس ميرزاى وليعهد كار ساخته مىشد و خود فتحعلى شاه به عيش و عشرت مىگذرانيد و كار مملكت قسمى بود كه مردم ابدا راه علم و معرفت را نمىدانستند .
و هريك از پسران خود را كه به جائى حكومت مىداد به هر نوع كه در آن ملك معامله مىكرد قدرت بر عزل او نداشت و گويا قبالهء آن سامان را با فرمان حكومت به پسر خود مىداد .
نزديك سى و هشت سال سلطنت او امتداد پيدا كرد . دو سفر به شيراز نمود و عاقبت در اصفهان به مرضى « 2 » وداع زندگانى كرد . غالب رؤساى مملكت را مثل صدر شيرازى و غيره كه اساس سلطنت قاجاريه به توسط آنها شده بود به بدترين عقوبت كشت . چون در حيات خودش عباس ميرزا در خراسان فوت شد محمد ميرزاى پسر او را وليعهد نمود و ابدا در فكر آبادى مملكت و نشر معارف و آسايش عباد و رعيت نبود .
محمد ميرزا كه بعد از او به تخت جلوس كرد چون عليل المزاج بود و مرض نقرس داشت از عهدهء امور مملكتى چنان كه شايد و بايد برنمىآمد و كارش با وزير اعظمش كه حاجى ميرزا آقاسى باشد به پير و مرادى مىگذشت . حاجى ميرزا آقاسى چون ترك بود عراقيها را مبتذل كرد . اتراك را مسلط نموده بود . محمد شاه چندى در دور هرات لشكر كشيد و عاقبت به مرام نرسيده مراجعت به ايران كرد . بعد از سيزده سال و اندى سلطنت در طهران درگذشت .
دورهء سلطنت به ناصر الدين شاه رسيد . جوانى هژده ساله بر تخت جلوس كرد .
ولايات ايران تمام هرجومرج گرديده . ميرزا تقى خان فراهانى با آنكه مردى رعيت
هامش
( 1 ) . جاى رقم سفيد است .
( 2 ) . جاى نام مرض سفيد است .