تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
مكنون داشته . سپس در وجود فتحعلى شاه و اولاد او عباس ميرزا وليعهد ، سپس نسلا بعد نسل تا ناصر الدين شاه انتقال يافت . مجموع آن در وجود محمد على ميرزا كه قيافهء او ، او را برى از اين خانواده مىنمايد مخمّر ساخت . اگر پيشينيانش جورى روا داشته به هواى نفس بود نه بر ضد عوالم بشريت و خصومت با نوع ، و اين جوان كه دور از احرام سلطنت و قبيله بود نه چندان به روائع خداوندى ظلم روا داشت كه جز به زشتى نامش توان برد . همه دانند كه نجباء اعراب چون از اصالت و سماحت پدر بهره‌ور بودند در معارك از نجابت مادر ارجوزه خواندندى و خود را به نام مادر شمردندى . اين جوان اعرابى كه ننگ اعاجم است ، كه سماحت و اصالت پدرى نداشت قباحت مادرى را مايهء سماجت خود نموده ، با عباد مكاوحت كردى و رذالت كه خميرهء سجيّه او بود آغاز نهادى .

از آقا محمد خان تا مظفر الدين شاه

و مقصود اين است كه ايران هميشه دستخوش ظلم اجنبى بوده و مردمش دچار ناملايمات خارجى گرديده ، ولى از يونانى و عرب و ترك و ديلم هيچ سلسله به اندازهء سلسلهء قاجاريه در ايران ظلم روا نداشتند . سدّ معرفت نكردند ، عدم ترقى نوع را پيشنهاد ننمودند . اولين [ پادشاه ] سلسلهء قاجاريه آقا محمد خان پسر محمد حسن قاجار است ولى او را خصى كرده بودند . بعد از فوت كريم خان زند از شيراز فرار كرد و [ به ] استرآباد رفت . از ايل و تبار خود احتشاد نمود و آنجا را منمّر نمود و طهران را پايتخت قرار داد . اول كارى كه به همت خود مشاهده كرد بدون فوت وقت در كار زنديه كوشيد . لطفعلى خان نوادهء كريم خان كه جوان غيور رشيد شجاعى بود از جملهء زنديه با او مقاوات كرد . زد و خورد زياد نمود و مكرر آقا محمد خان را شكست داد تا عاقبت گرفتار و كشته شد . در اينجا سرجان ملكم مورّخ انگليسى مىنويسد : « حركاتى كه آقا محمد خان بر سر لطفعلى خان آورد و شناعتى كه به خرج داد قلم شرم از نگارش آن دارد . » و اين سر