تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧

نامه

قربان حضور مباركت شوم . شرح‌حالى از زحمات خود و مواجبى كه ادارهء گمرك به بنده مىدهد حضور مبارك عرض و به توسط جناب بيان السلطنه از شرف ملاحظهء بندگان حضرت مستطاب اجل اكرم مد ظّله گذشت كه بندگان حضرت اجل عالى ملاحظهء خدمت و زحمت چاكر را بفرمايند . يك شعبه چيزىنويسى بنده عريضه‌جاتى است كه از اداره حضور مبارك عرض مىشود و سواى تحريرات ساير ادارات و كسى غير از بنده متصدى اين امر نيست و وضع ادارهء گمرك هم معلوم است . دينارى جز همان شهريه كه داده مىشود براى اجزاء ايرانى حاصل ندارد . معلوم است كه با اين جزئى مواجب و اين اوضاع گرانى طهران ، حال بنده به پريشانى و قرض كشيده . با اين حال اگر اضافه مواجب يا كمك خرجى از اداره داده نشود حال بنده چه خواهد بود ، نمىتوان تشريح كرد . استدعا دارم با شرايط فتوت و رياست قرارى در كار بنده داده شود كه بتوانم از عهدهء انجام خدمت خود برآيم منوط به امر مبارك چون تا به حال مساعدتى در ردّ و قبول استدعاى بنده نشده مجددا جسارت مىنمايد كه با شرايط رياست و فتوت اقتضاء نمىكند در احقاق حق بنده امتناعى رود و بنده نداند به كجا شرح‌حال خود را عرضه دارد و حقوق مشروع خود را بخواهد . امركم مطاع

شجرهء اجداد ملك المتكلمين

ستايش سزاوار خداوند بىمانندى است كه منزّه از فرزند و مبرّا از خويش و پيوند است جل و جلاله و عظم شانه ، و صلوة زاكيات مخصوص گشايندهء نطق كليم و طرازندهء باغ نعيم يعنى محمّد مصطفى و آل بىمثال آن سرور است عليهم التحية و التكريم ، سيّما ابن عمه خليفته و روح ابنته على ابن ابى طالب امير المؤمنين و اولاد امجاد او عليه و على اولاده من الملك الواهب ما دامت الثريا فى السماء .