تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
و بعد مقصود از تحرير اين لايحه آن است كه به شيوهء مرضيّهء نياكان معظم و سبحيّهء حميدهء اسلاف مكرم كه پيوسته حفظ مقام مدارج منيعهء حسب و ضبط مراتب رفيعهء نسب را فرض همت و فريضهء همت خود مىداشتند و از دوحهء و بساتين سعادت رستگار و از ثمرهء شجرهء طيّبه سيادت برخوردار بوده‌اند ، اسامى مكرّمهء اجداد خود را كه از حضرت ختمى مرتبت ارواح العالمين له الفدا نسلا بعد نسل از اصلاب و ارحام مطّهره به درجهء شهود و حليهء وجود رسيده نگارش مىنمودند ، اين بندهء عاصى فانى نصر اللّه الحسينى الاصفهانى به پيروى اسلاف كرام خود در اين اوقات كه مقارن سال سوّم سلطنت سلطان السلاطين و خاقان الخواقين قهرمان الماء و الطين شاهنشاه جمجاه اسلام پناه مظفر الدين شاه قاجار خلد اللّه و سلطانه و سنهء يك هزار و سيصد و شانزده هجرى است نظر به نسب‌نامه‌اى كه جد اعلاى اين بنده ميرزا سيّد على ابن ميرزا سيّد سعيد در سنهء يك هزار و دويست و ده كه يك صد و شش سال قبل باشد نوشته و اجداد كرام و اسلاف عالىمقام كه در آن اوان حفظهء دين مبين و مروجّين شريعت حضرت سيّد المرسلين صلى اللّه عليه و آله بوده‌اند ، به صدق مدّعا و صحت آن نوشته سجل مرقوم و مختوم داشته‌اند بر آن شد كه چون روزگار را ثبات و دوام نيست و هر صبحى را شام در عقب است و به مصداق
« كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ »
حكم المنية فى البرية جار * ما هذه الدنيا بدار قرار
به يادگار نسب خود را بنويسد و چنانچه اين بنده به سيادت و صحت شجرهء خود مسرور و مشعوف است اخلاف اين بندهء عاصى نيز سلسلهء اسلاف خود را در دست داشته باشند . و اين بندهء احقر ميرزا نصر اللّه ابن ميرزا سيّد على ابن ميرزا سيّد باقر ابن ميرزا سيّد رحيم ابن ميرزا سيّد محمّد على ابن ميرزا سيّد سعيد مذكور است . « 1 »

نامه‌اى ناشناخته

هو
هامش
( 1 ) . اين نوشته به خط منشىباشى است .