به دو وزارت جوانى افسارگسيخته ( ممتاز هميون ) [ را ] بر بنده رئيس فرموديد .
گفتم چون از حال و خدمت من مستحضر نيستيد تعبدا قبول بايد كرد .
پس از آنكه تجديد وزارت فرموديد منصور السلطنه را رياست داديد . در حالتى كه خدمت مرا تصديقنامه مرقوم فرموده بوديد . آن را هم قهرا اطاعت كردم .
باز وزارت لاينحل ماند . آصف الملك را آقاى . . . « 1 » در خراسان براى رياست كابينه به حكم وصيّت منصور السلطنه احضار نمود . از طرف حضرت عالى آقاى حاج نظم السلطنه « 2 » به منزل بنده آمدند ، وعدهها دادند . خودم هم شرفياب حضور مبارك شدم .
شفاها اظهار مرحمت كرديد . حتى قرار ماهى صد تومان به بنده داديد كه به رياست كابينه خدمت كنم و از مازاد صحبتى ندارم . هنوز حرف تمام نشده آقاى مشير خاقان را رياست داديد . اضافه مواجب و آنچه بود هدر رفت .
حالا بنده مثل خر باركش بايد جان بكنم زحمت بكشم ديگرى عرض اندام بدهد . از طرفى با تمام حقشناسى و وعدهها در ترتيب بودجه به اغواى . . . « 3 » بنده را بعد از چهل سال خدمت در رديف منشى ادارهء اوقاف و معارف به اسم منشى اولى معرفى فرموديد و سرافرازم نموديد .
چون اميدوارى به سرحد كمال رسيده تصريحا عرض مىكنم اگر حقشناسى ممكن است ، كار كابينه را مطلق به خودم مرحمت داريد . با آقاى معظم الملك « 3 » مسئوليت تمام نوشتجات وزارتخانه را تعهّد مىكنم .
و اگر غير از اين است در كار كابينه و تحريراتش دخالت نخواهم كرد تا تكليف قطعى مرا معيّن فرموده معلوم شود تصميمات چندين نفر وزير مسئول كه هيئت جامعهء دولت بودهاند در حق بنده در عرض چندين سال خدمت به غلط بوده است .
بعد از چهل سال خدمت دولت اين ترفيع درجه و اضافه مواجب كه از مرحمت حضرت اجل عالى حاصل كردهام براى افتخار اخلاف من تا قيامت كافى است .
وزير مسئول مقتدريد . به هرچه رأى مبارك علاقه بگيرد بنده جز اطاعت كارى ندارم .
هامش
( 1 ) . نقطهچين در اصل است .
( 2 ) . اين شخص برادر حكيم الملك بود .
( 3 ) . عبارت « بدون اينكه معاون يا منشى خارجى غير از آقاى معظم الملك » را حذف كرده است .