مسلم است كه اين هردو در يك كلاس درس خوانده و پيش يك مياندار ورزش نموده . « كهر كم از كبود نيست » . رياست دارد . همهچيز مىخواهد . الا اينكه نقشى تازه بزند و شعبدهاى بنمايد و آبى گلآلود كند ماهى بگيرد . علاج ندارد . اول وهله پا در كفش اجزاء اداره كرد . شهريهء آنها را كه سالها است به يك و تيره مىگرفتند تعطيل نمود . خاطر اجزاء را پريشان ساخت . ادارهء منظمى را متزلزل كرد .
اگرچه مىتوان پى برد و به آلات ذرهبينى معين كرد كه اين سوء حركت او همراهى با خيالات كيست و براى چه در يك همچو وقتى كه اساس ايران متزلزل و رقيب با چهار چشم ناظر است كه اين اداره هم از نظم بيفتد و قسط او نرسد با شروط و قيودى كه در كنترات نموده در سواحل بحر خزر مقصود خود را انجام بدهد .
الحاصل اجزاء هم براى استيفاى حق خود هرچه كردند نشد . رؤساى دراز و كوتاه ايرانى هم كه مشابهتى با شير برفى دارند همراهى با اجزاء را ترك اولى دانسته لا و نعم نگفتند .
در اين موقع وظيفهء هموطنى ماست كه خاطر مباركت را مستحضر داريم و عرض كنيم
« يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ » .
امروزه اين اداره در تحت رياست آن حضرت است . درستى و طمأنينه و وقارت را مىدانيم . امّا اين طمأنينه بينونت با رسيدگى به حال امّت دارد . آيا اين مردم وديعهء خدا و رعيت پادشاه نيستند . رسيدگى به حالشان ترك اولى است ، چرا حقوقشان و حدودشان را معيّن نمىفرمائى . چرا آنها را به اميد بلژيكى گذاشته ، بلژيكى هنوز خود را در اين مملكت فعال ما يشاء مىداند و يا اجزاء محترم وحشيانه حركت مىكند . از آن گذشته به خواهش خود از اجزاء قديم و جديد [ را ] كه هريك به ماهى ده الى بيست تومان قناعت داشتند اخراج كرده و از طرفى شريكهاى خود را كه كنتراتشان منقضى شده و به ماهى سيصد تومان اغناء نمىشوند نگاه مىدارد .
اى وزير ماليه مسئوليت ملّت و دولت را ندارى . . . « 1 » حقيقى مسئوليت خدا را به گردن دارى . كميسيون و ترتيب صحيحى در كار اداره بده ، خدمت و حقوق هر يك را معين فرما . روا مدار كه حقوقشان عاطل و خدمتشان باطل بماند و در پيش خدا مسئول باشى و در حق جنابت اطالهء لسان كنند ، و السلام على من اتبع الهدى .
هامش
( 1 ) . يك كلمه ناخوانا .