و نخوت بيدار نشده در شهر طهران به جمعآورى اراذل و اوباش از ورامين ، سيصد نفر دستهبندى مفاخر الملك به اسم فدائى ، صد نفر جانبازان پسر نايب السلطنه ، پنجاه نفر مجاهدين سنگلج و چالهميدان به رياست سيد كمال كور و مقتدر [ نظام ] و صنيع حضرت و دادن پول و تفنگ خوددارى نمىكنند .
با وجود اينكه رسما سفارتخانهها عزل مفاخر الملك را از دولت خواستند باز هم اعتنا نكرده شهرت دادند كه مفاخر الملك وزير طهران و يكى از اطفال شاه به حكومت طهران منصوب مىشود . در ضمن اين تهديدات محير العقول پروگرامى كه از بيست روز قبل به امضاء دولتين موشح شده از لندن و پطرزبورغ به سفارت دولتين رسيد . . . « 1 » .
روز چهارشنبه سلخ هردو نماينده از شاه وقت ملاقات خواستند . شاه خستگى روز قبل را عذر آورده قرار به روز ديگر يعنى پنجشنبه غرّهء ربيع الثانى گذاشتند . صبح پنجشنبه وزير مختار انگليس و شارژدافر روس با لباس رسمى و طمطراق به باغ شاه رفته در حالتى كه شاه با سپهسالار به قدر نيم ساعت خلوت كرده بود اينها را در اطاق انتظار معطل كرده بعد بار شرفيابى داده حضرات منقلب همان با جبروت تمام نزد شاه رسيده ، لايحه را كه به اين مضمون قريب است قرائت نمودند . در موقع خواندن لايحه غير از چرچيل و بارانوسكى و سعد الدوله ديگرى نبود .
[ صورت لايحه ]
ما دو نفر نمايندگان رسمى دولتين برحسب مأموريت فوق العاده كه از طرف اعليحضرت پادشاه انگلستان و امپراطور روس [ داريم ] حضور اعليحضرت هميونى شرفياب شده لايحهء رسمى دولتين را پيشنهاد مىنمائيم .
مضمون لايحه :
نظر به اينكه سلاطين با يكديگر برادرند موافق تكليف اتحاد و دوستى هميشه بايستى حفظ مقام و صلاح يكديگر را نموده كه روزبهروز روابط يگانگى را تجديد نمايند . چون مدتى است به واسطهء اغتشاشات ايران و تمنّاى ملت براى اعادهء مشروطيت كرارا يادداشت و مراسله حضور اعليحضرت براى نصيحت فرستاديم تماما
هامش
( 1 ) . نقطهچين در اصل است .