تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
بودند بناى شليك گذارده شرارت كرد [ ند ] . بعضى را مقتول نمودند . باز شاه به خيال دستگير كردن مردم افتاد كه مرتكب را به دست آورد . اگرچه بعضى اعتقاد دارند كه به تحريك خود شاه بوده كه به خارجه بگويد مردم ايران آنارشيست شده‌اند . بالاخره جمعى را بيگناه گرفتند و در شكنجه گذاردند .

[ واقعهء بيله‌سوار ]

درين واقعات شرح وقايع بيله‌سوار و حركت قزاق روس شايع شد ( به تفصيل بايد نوشته شود ) . ملتيها سخت گرفتند كه اين هم تحريك دولت است و بايد مخابره با دولت روس شود و دولت را مجبور كردند با دولت روس مخابرات تلگرافى كرد و حكم شد سردار روس آرام شود و شاه به مجلس دستخط نمود و وكلا را اطمينان داد .

[ تحصن علاء الدوله و جلال الدوله و . . . در خانهء عضد الملك ]

هنوز اين واقعه آرام نگرفته بود . روز 27 جمدى الاولى جمعى از آقايان به واسطهء فشار دولت به خانهء عضد الملك پناهنده شدند : جلال الدوله ، علاء الدوله ، معين الدوله ، امير نظام ، شجاع السلطنه ، امير اعظم كه شاه با مشروطه‌طلبان همراه نيست و بيم آن است كه به ما صدمه آيد . و اغلب انجمنها با حضرات همدست شده در خانهء عضد الملك ازدحام غريبى گرديده و چند روز در آنجا اقامت نمودند . عضد الملك و مشير السلطنه و مشير الدوله ميانه افتادند و مردم عزل اين اشخاص را : امير بهادر ، مجلل السلطان ، امين الملك ، سلطانعلى خان ( وزير دربار ) ، مختار الدوله ، شاپشال ، على بيك آجودان حضور ، موقر السلطنه كه اسباب اغتشاش خلوت شاه شده بايد نفى شوند . شاه هم افواج مقيم طهران را با قزاق و سوار كشيكخانه در ارگ حاضر كرد . آخر كار به جائى كشيد كه شاه به تبعيد حضرات راضى شد . و در دوم جمدى الاخرهء 1326 مشير السلطنه وزير داخله گرديد و آمد در منزل عضد الملك و اظهار داشت كه حضور شاه رفته ، مقاصد ملت را عرض كردم شاه قبول فرمود تبعيد نمايند . روز بعد معلوم شد امير بهادر رفته زرگنده و ادعاى طلب از