بر اطفاء نايرهء شرارت ظاهرا كوشيد و اصل خواهش مردم بر مجازات اشرار بشود . مردم كليه متفرق شدند غير از نورى كه روز بيستم با هيأتى از اشرار از تالار تخت مرمر به مدرسهء مروى رفتند و در آنجا طلاب ولولهاى داشتند .
روز 21 سرباز در اطراف مدرسهء مروى چاتمه زدند . مردم را از آمد و شد در مدرسه بازداشتند ، بعضيها از ترس ديوار مدرسه را سوراخ كرده فرار كردند . بعضى از اشرار هم ( مثل پسر نقيب كه چشم عنايت را درآورده بود ) به لباس تبديل و گذاشتن عمامه از مدرسه فرار نمودند . هنوز اشتداد نائرهء بلوا منطفى نشده بود كه شبانه بهاء الواعظين [ را ] كه يكى از مشروطهخواهان بود چند زخم منكر زدند و اين مسئله باز مايهء دهشت و وحشت گرديده [ سبب ] هيجان مشروطهخواهان شد و در مسجد سپهسالار ازدحام نمودند و مجازات اشرار را درخواست مىنمودند .
روز 29 آقايان مردم را ساكت كردند و شاه هم اظهار بىطرفى كرد و گفت تمام اين حركات را ملت به ميل خود كرده است ، بىخبر من .
[ تبعيد طرفداران استبداد ]
در اين واقعات تغييرات در امور شهرى داده شد ، از جمله رضا بالا معتضد ديوان را رئيس نظميه نمودند و حكم شد كه بعضى اشرار را بگيرد . از آن اشخاص يكى صنيع حضرت بود كه با لباس زنانه دستگير شد . او را و مقتدر نظام و بعضى ديگر را كه گرفته بودند در عدليه استنطاق كرده بعد از استنطاق تنبيه بدنى شده به كلات بردند . مختصر اينكه معتضد ديوان در امنيت شهر كوشش كرد . اندكى كار مملكت رو به بهبودى آورد .
وكلاى پارلمان ظاهرا مشغول ترتيب كار بودند و ظاهرا شاه همراه شد ولى در باطن خيال افساد داشت . چون غالب مقاصد ملت لاينحل ماند و به ليت و لعل گذشت .
[ بمباندازى به شاه ]
روز . . . « 1 » شاه به عزم دوشان تپه حركت نمودند . در نزديك خانهء ظل السلطان آخر كوچه تخت بربريها دو بمب انداخته شد . اتومبيل را شكستند ، چند نفر زخمى گرديد ، چند نفر مقتول شد . شاه فسخ عزيمت نمود برگشت . سوارهاى كشيكخانه كه همراه شاه
هامش
( 1 ) . نقطهچين در اصل است .