مجروح و مقتول نمودند . از هيئت پارلمان به شاه در اصلاح عريضه شد . جوابى داد كه ما مشروطيت دادهايم .
ليكن حافظ آن هم هستيم . بايد تفنگداران مسجد متفرق شوند تا من هم مردم ميدان را متفرق كنم و آن وقت قرار صلحى در كار مشروطه داده شود .
( نوشته شود كه اين مسئله به تحريك روسها و پلكونيك بود كه پول داده وكلاء را تطميع نموده و غيره ) .
[ رفتن ناصر الملك به فرنگ ]
پارلمان جواب داد كه مجلس تعطيل خواهد بود تا كار اصلاح شود . سفراء خارجه در ميانه افتاده ابدا به خرج شاه نرفت . علاء الدوله و ناصر الملك وزير ماليه را حبس كرد . عزم فنا كردن آنها را نمود . از سفارت انگليس چرچيل آمد ناصر الملك را رها كرد و فورا از راه رشت به فرنگ رفت . روز يازدهم بعضى از مردم ميدان متفرق شدند ، بعضيها به تحريك شيخ نورى اقامت كرده با سايرين آقايان كه همراه بودند به تالار تخت مرمر رفتند . بالاخره شبانه شاه جمعى از وكلاء را خواست . رفتند .
چند مطلب كه از جمله يكى مرخصى علاء الدوله بود يكى عود ناصر الملك از راه فرنگ ، يكى هم تفرقهء كليهء اجماع مردم توپخانه و ديگر جزا دادن مردم مفسد و امير بهادر و سعد الدوله داخل در امور دولتى بعدها نشوند بعضى پذيرفته شد و بعضى نشد . عود ناصر الملك به كلى پذيرفته نشد . تفرقهء توپخانه هم به تمويه جواب داده شد .
در هر صورت شاه سكوت داشت ، نورى ساكت نبود .
[ شيخ محمود ورامينى - زخمى شدن بهاء الواعظين ]
روز 12 رأى داده شد كه طرفين متفرق شوند . روز 13 مردم بازارها را به تدريج باز كردند ليكن الواطها باز بناى هرزگى را گذاشته ، درب مسجد هرزگى نموده ، مجددا در ميدان چادر و دستگاه بلند كردند . ورامينيها هم به توسط شيخ محمود همراهى نمودند . چون شاه ديد رجاله بازى در انظار دول به طول كشيد هرطور بود آنها را حكم به تفريق داد .
در اين حيص و بيص پارهاى تلگرافات از ولايات بر عزل شاه رسيد . شاه الزاما