عبد الحسين خان مظفر نظام بعضى از آقايان را تطميع كرد كه . . . « 1 » نتوانستند . متولىباشى هم امناء و خدام آستانه را تحريك نمود كه درب صحن و مدرسه را بستند كه عبور و مرور نشود . به اين تدبير بلوا آرام شد .
اين اخبار موحشه كه به طهران رسيد و مطلب نشر كرد كه به صحن و گنبد گلوله زده شده مايهء هيجان عامه گرديد . آقا سيد جمال واعظ كه از محترمين وعاظ بود در روى منابر مايهء تهييج مردم شد . عين الدوله همت در تبعيد او گماشت و مىگفت كه شاه از تمام كارها اغماض دارد غير از آقا سيد جمال ، و آقا [ ى ] طباطبائى خيلى همراهى به آقا سيد جمال فرمود و او را در خانه مخفى نگاه داشتند .
[ اخراج آقا سيد جمال ]
در خلال اين احوال علاء الدوله از حكومت طهران عزل و نير الدوله به جاى او نصب گرديد و مخصوصا در تبعيد آقا سيد جمال همت نمود و به حاج شيخ مرتضى آشتيانى نوشت كه آقا سيد جمال بايد برود به خراسان . طلاب اجتماع نمودند كه نمىگذاريم آقا سيد جمال تبعيد شود . آقايان ديدند مسئله وخامت دارد و احتمال مىرود باز تجديد نقارى ميان ملت و دولت بشود طلاب را ساكت كردند و براى عين الدوله پيغام دادند و توسط كردند كه شايد از تبعيد سيد درگذرد . تعليق به محال كرد و چون ماه محرم نزديك بود اقامت او را در طهران در دههء عاشورا خيلى تكذيب مىنمود و مقصودش اين بود كه اگر سيد در اين دههء عاشورا در طهران باشد در مجالس روضهخوانى كه اجماع عامّه است مردم را مىشوراند و قسم خورد كه اگر سيد در طهران بماند او را مىدهم بكشند .
آقا سيد عبد الله مجتهد فرستاد سيد را بردند منزل خودشان نگاه داشتند و براى رفع غائله به سيد گفتند يك سفرى به حضرت معصومه نمايد . سيد اظهار داشت كه منظور ما تشكيل مجلس ملى است . اگر بدانم شاه مجلس را مىدهد و مرا مىكشد من براى كشته شدن حاضرم .
ولى كسى قدرت نداشت اسم مجلس بياورد . فقط در افواه به لفظ « عدالتخانه » اداء مىشد ، جز سيد كه لفظ مجلس شوراء اداء مىكرد و به سلطنت مشروطه نطق مىنمود .
هامش
( 1 ) . كلمهاى به سبب پارگى كاغذ محو شده