تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
هر زبانى بود حاجى غفار خان او را راضى نمود ، ولى گفت من عريضه را به شاه مىرسانم مشروط بر اينكه جوابش را از من نخواهند . هرگاه جواب صادر شد من مىدهم و اگر صادر نشد مدخليت به من ندارد . به جهت اينكه عين الدوله غدغن كرده است كسى مستقيما عريضه به شاه ندهد . حاجى غفار خان همينطور خدمت آقاى طباطبائى تبليغ كرد . چند روزى نگذشت كه جواب به مضمون ذيل از شاه براى آقا رسيد .

[ جواب شاه به عريضهء طباطبائى ]

« عرايض شما را خوانده سفارش به اتابك مىكنيم كه مقاصد شما را انجام دهد . ليكن شما هم در وظيفهء خود كوتاهى نكنيد و به دعاگوئى خود مشغول باشيد . البته اشرار و الواط را به [ موعظه و ] نصيحت ساكت نمائيد و هيجان وقت « 1 » را خاموش كنيد و راضى نشويد كه غضب و قهر ما عموم را شامل گردد . » * * * حضرات آقايان از مضمون آن ادراك نمودند كه اين جواب را اتابك داده است . درصدد علاج برآمدند . از طرفى عين الدوله حواشى آقايان را تطميع كرد كه آنان را راضى كرده به خانهء عين الدوله بروند . مجالس عديده نمود ، ولى آقايان نرفتند . تا اينكه يك روز در منزل آقا سيد عبد اللّه اجماع آقايان حاضر بودند . سؤال و جواب در اين مقدمه كردند . آقا سيد عبد اللّه گفت من تصويب مىكنم با هيئت مجتمعه برويم منزل اتابك جدا مطالبهء حقوق مشروع امت را بنمائيم و عدالتخانه را بخواهيم ، اگر قبول مستدعيات ما را نمود فبها و الا مجددا به زاويهء حضرت عبد العظيم برويم . جمعى اين رأى را پسنديده جز آقا ميرزا سيد ابو القاسم پسر آقاى طباطبائى و استدلال نمود كه عدالتخانه را قبول مىكند ولى مدتى زمان قرار مىدهد كه كمتر از دو سال آن زمان نخواهد بود و به اين عذر معتذر مىشود كه بايد از روى قانون عثمانى مدتى طول بكشد تا ترجمهء قانون [ بشود ] . بعد زمانى مىخواهد تا با احكام شرع مطابقه كنيم . ( دنبالهء مطلب موجود نيست ) .
هامش
( 1 ) . در تاريخ بيدارى « و فتنه » نقل شده است .
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 317 | ايرج افشار