تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
تطميعش كند . آقا سيد محمد رضا چون ديد كه به احضار اعظام الممالك هرگاه برود خالى از حزم و انديشه است و آن‌گاه چنومرد عالم سترگى را اعظام الممالك كه هم كفو نيست بدون مقدمه يا نوشتهء ادب‌آميز احضار كردن هيچ تناسب طبيعى ندارد فرستاده‌اش را جواب گفت . اعظام الممالك دفعهء ديگر مؤدبانه حضور او را درخواست و آقا سيد محمد رضا درخواست او را پذيرفته با آقا سيد جمال قمى كه از احرار است رفت و او را ملاقات كرد . در به دو ملاقات اظهار داشت كه عين الدوله از شما كه در نزد طلاب صاحب نفاذى تام هستيد توقع مىنمايند كه اگر هروقت در ميانهء طلاب صحبت مهيّجى مىشود جلوگيرى كنيد . ديگر آنكه هروقت بعد از اين‌كه طلاب فهميدند مرا مطرود خود مىنمائيد . اعظام الممالك مقدار كثيرى پول تقديم آقا سيد محمد رضا كرد . آقا همين‌كه اين مسئله را ديد متغيرانه از جاى برخاست و فرمود تا اينجا حاضر بودم صحبت شما را بشنوم ديگر حاضر براى اصغاى صحبت نيستم . اعظام الممالك به درخواست زياد و الحاح ايشان را از رفتن مانع گرديد و گفت ردّ احسان عين الدوله نكنيد . آقا سيد محمد رضا در حال ارتعاش جواب داد احسان عين الدوله پول دادن به من نيست ، بلكه استرفاه حال جامعه است و فرمود پول و زخارف دنيوى مايهء بىغيرتى و بىناموسى و بىدينى مرد مىشود و فرمود به عين الدوله از قول من بگوئيد هروقت اراده كردى با كسى طرف شوى اول ميزان ديانت او را بايد سنجيد و به مقتضاى ديانت با او رفتار كن . بعد از آنكه مذاكرات آقا سيد محمد رضا را هم‌مسلكهاى ايشان شنيدند بر عزم راسخ و تديّن اين بزرگوار تحسينات كرده ثبات ايشان را در امر آزادى و حفظ نوع بشر سرمشق نمودند . خلاصه در اين موقع به واسطهء اقدامات غيرمستقيم دولتيان و عين الدوله مردم تهران به هيجان آمده لايحه‌اى حضور شاه فرستادند . صورت لايحه از اين قرار است ؛ ( در نمرهء 7 ) . « 1 » عريضه را آقاى طباطبايى نوشته ، دادند به حاجى غفار خان نام كه مردى وطن‌پرست بود به معتمد الحرم بدهد كه او به شاه برساند . او امتناع از رسانيدن كرد . به
هامش
( 1 ) . نقل اين لايحه وجود ندارد . در تاريخ بيدارى ايرانيان ( ص 163 - 165 ) نقل شده است . لايحهء مذكور « فرياد دل وطن‌پرستان » عنوان دارد .