تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
كه مادر را دل سوزد دايه را دامن .
توئى شمع روشن به فانوس ملك * به تو مىرسد ننگ و ناموس ملك
هرگاه به عرايض ما تهاون رود و جهت جامعهء اسلاميّت رعايت نشود هر آينه عاقبت وخيم خواهد داشت . علما و اعيان و رعاياى فارس * * * تلگرافى به همين مضمون به شاه مخابره كردند . آقاى آقا ميرزا سيد محمد مجتهد تلگراف شاه را باسواد آن تلگراف براى اتابك فرستاد . اتابك اجبارا تلگراف را رسانيد و جواب به مضمون ذيل از شاه گرفت و پيش آقا ميرزا سيد محمد ارسال داشت . ماحصل آنكه علاء الدوله را به حكومت فرستاديم به عرايض آنها رسيدگى نمائيد . ولى املاك خالصه را كه به شعاع السلطنه فروخته‌ايم ديگر برگشت ندارد . تلگراف كه به فارس گفته شد اهالى فارس مأيوس گرديده به قونسولخانه پناه بردند .

[ انقلاب خراسان ]

و ديگر از اخبار موحشه وقايع انقلاب خراسان است كه در اين ايام حادث گرديد . آصف الدولهء شاهسون والى خراسان بود و چون آصف الدوله هروقت به هر نقطه به حكومت مىرفت به واسطهء قوه طامعه در امورى كه متعلق به عامّهء بود مداخله مىكرد ، خصوصا در نان و گوشت ، راه دخلى به جهت خود باز مىنمود و مكرّر در سر اين مسئله دچار سختى شده ولى متنبّه نمىگرديد . چنانچه در حكومت طهران و كرمان به اين منوال رفتار كرد و به خطرات بزرگى افتاد و ترك طمع نكرد . خلاصه در اين سفر حكومت خراسان هم قاعدهء خود را مطرد داشت . مردم مشهد و اهالى سيستان كه در بيرون شهر مشهد سكنى داشتند به صحن مقدس پناه بردند و از كار نان و گوشت شكايت داشتند . روز ديگر بر عدّهء آنها افزود . در صحن و چهار بست اجتماعى نمودند و به مدارس ريختند . به حكومت اطّلاع دادند اعتنائى نكرد . قضيه امتداد پيدا كرد و به روز ديگر ممتد گرديد . اهالى بازار دكاكين خود را بستند و به معاونت طلاب به منازل علماء رفتند . علماء با آنها به صحن و مسجد گوهرشاد آمده و براى آصف الدوله پيغام دادند كه اگر