تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
حكومت داد و خود به طهران آمد . عبد اللّه خان هم بر شدت اسائهء اعمال خود افزود . مردم موقع را غنيمت شمرده به هيجان درآمدند و بلوا نمودند . جمعى در شاه‌چراغ بستى گرديده ، عبد اللّه خان به بهانهء نظم شهر حكم داد سرباز شليك كرده متجاوز از بيست نفر مجروح و مقتول شدند . بعضى از اهالى به قنسولخانهء انگليس پناهنده گرديدند . اين خبر متواترا به طهران رسيد . شعاع السلطنه را شاه الزاما از اسم ايالت فارس عزل كرد و حكومت فارس را موقتا به وزير مخصوص داد و در باطن سپرد كه به ورود شيراز با مردم آنجا تلافى نمايند و تلگرافى به علماء شيراز كرد كه وزير مخصوص براى اصلاح به حكومت منصوب و روانه مىشود . علماء جواب دادند كه اگر براى حكومت مىآيد ما مىپذيريم و اگر براى اصلاح مىآيد چون شعاع السلطنه با ما خوب حركت نكرده و وزير مخصوص براى اصلاح كار او مىآيد او را راه نخواهيم داد . اطمينان به اهالى فارس دادند كه شعاع السلطنه از حكومت معزول است و استعفاء داده ، دولت هم قبول كرده ، وزير مخصوص را فرستاديم كه شما را آسوده كند و او را به چاپارى روانه كردند . ولى اهالى شيراز تلگرافى به تبريز به محمّد على ميرزاى وليعهد به عنوان ذيل نمودند .

[ تلگراف اهالى شيراز به وليعهد ]

حضور وليعهد - حمايت حوزهء اسلاميت و رعايت ناموس طريقهء اثنى عشريه كسى را شايسته خواهد بود كه وارث تخت و تاج است و حارس مملكت و گزيدهء خراج . اردشير بابك با همه هوش و فرهنگ تا با دستوران امين همرنگ نشد ايران نيافت . آخرين اندرز او به شاپور اين بود كه سلطنت با منبر توأم است . شاه عباس كبير با آنكه سر سلسلهء صفويه بود همين‌كه شيخ احمد اردبيلى قدس سرّه برايش در عنوان نگاشت « برادرم » ، در دربار بار عام داده و گفت اين نامه را در كفن من بگذاريد تا به واسطهء اخوّت اين عالم اسلامى از آتش دوزخ در امان باشم . چنگيز خونريز با شعشعهء هزار قشون تاتارى تسخير بلاد كرد ، عاقبت اولادش براى حفظ دودمان سلطنت مانند عبد ذليل در زير لواى اسلام پناهنده شدند . اعراب باديه به قوت كلمهء توحيد از پشت ديوار چين تا درياى روم را متصرف شدند .