هروقت خدمت شما آقايان رسيديم و عرض كرديم جوابى شنيديم . يك روز ديگر به نقاهت وجود مبارك شاهانه متعذر شديد . گاهى امور مهمّهء دولتى را پيش آورديد . به مذاكرات و شورى برگذار كرديد . تا به خوبى بر تمام مردم معلوم شد نتيجهء آن اقدامات و تضررات ازدياد لجاجت گرديد و معنى
« وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً »
در وجود آنان مكشوف تمام آفاق شد . گوشت و نان را به قيمت جان رسانده ، برادران و خواهران ما را در قوچان و سيستان به همسايگان كه قصد مال و جانمان دارند فروختند و مال و منال اندوخته بر ظلم و جور افزودند . آنچه از دستشان برآمد نمودند . « على رؤس الاشهاد انّا بكم مستهزؤن » گفتند و شنيديد . بر ما بيچارگان به سخريه خنديدند .
آخر آقايان دين و پيشوايان آيين مگر خداوند شرف و ناموس در اروپ را از براى زنّار و ناقوس آفريده ، بايد اين يك مشت مسلمان دستخوش هوى و هوس نفسپرستان باشند .
در اول عرض شد اعضاء و جوارح خدمهء اعضاء رئيسه هستند و حفظ و حراست شما آقايان كه در مملكت اسلام به منزلهء اعضاء رئيسه هستيد بسته به وجود ما بيچارگان است . اگر در ما قوت و توان باشد و صلاحيت كارگزارى داشته باشيم كه بتوانيم دفع مضرات بكنيم شما مىتوانيد آسوده بمانيد . اگر وقتى در اعضاء استرخاء و علتى عارض شد كه به كلى از حركت افتادند بىخادم و كارگر مىمانند . آن وقت اول كسى كه دستخوش هوىپرستان و پايمال ستم و ظلم اين ظالمان شوند شما خواهيد بود و هرچه به آواز بلند و استغاثه « هل من ناصر » بگوئيد يار و معين نخواهيد ديد . تا زود است بايد چاره كرد .
* * * اين كاغذ ملّت آقايان را مجبور به نوشتن لايحهء ذيل كه خطاب به اتابك است نمود .
[ مكتوب طباطبائى به عين الدوله ]
كو آن همه راز و عهد و پيمان . مسلّم است از خرابى اين مملكت و استيصال اين مردم و خطراتى كه اين صفحه را احاطه نموده است خوب مطّلعيد و هم بديهى است و مىدانيد اصلاح تمام اينها منحصر است به تأسيس مجلس و اتّحاد دولت و ملت و رجال دولت با علماء . عجب در اين است كه مرض را شناخته و طريق علاج هم معلوم ،