تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
به معالجه اقدام نمىفرمائيد . اين اصلاحات عمّا قريب واقع خواهد شد . مىخواهيم به دست پادشاه و اتابك خودمان باشد ، نه به دست روس و انگليس و عثمانى . ما نمىخواهيم در صفحات تاريخ بنويسند دولت به مظفر الدين شاه منقرض و ايران در عهد آن پادشاه بر باد رفته ، شيعه از آن زمان ذليل و خوار « 1 » شدند . خطر نزديك ، وقت مضيق و حال ايران مريض مشرف به موت است ، احتمال برء ضعيف . در علاج چنين مريض آيا مسامحه‌رو است و يا علاج را به تأخير انداختن سزاوار است . به خداوند متعال و به جميع انبياء و اولياء قسم به اندك مسامحه و تأخير ايران مىرود . للّه الحمد حضرت و الا مسلمان و بر خلاف سابقين معتقد به شرع و روز جزا هستيد . ملاحظه فرمائيد اين‌طور شد جوابى براى امير المؤمنين ( ع ) داريد كه بفرمائيد دولت شيعهء من منحصر به ايران بود . ايران را چرا به باد داده دولت شيعه را منقرض نمودى . من اگر جسارت كرده و بكنم معذورم . ايران وطن من است . اعتبارات من در اين مملكت است . خدمت من به اسلام در اين محل است . عزّت من ، عنوان من تمام بسته به اين دولت است . مىبينم اين مملكت به دست اجانب مىافتد و تمام شئون و اعتبارات من مىرود . پس تا نفس دارم در نگهدارى اين مملكت مىكوشم . بلكه هنگام لزوم جان را در راه اين كار خواهم گذاشت . سيد الشهداء ( ع ) براى بقاء طايفهء شيعه از جان و اولاد و عشيره و عيال گذشت . شهادت آن بزرگوار اگر نبود از شيعه اسمى نمىماند . سزاوار است ما به رايگان اين مملكت را به چنگ اجانب انداخته ، اين يك مشت شيعه را خوار و ذليل نمائيد . امروز بايد اغراض شخصيه را كنار گذارده محض خدا و ابقاء اين مذهب جان‌نثارى كرد و خيال نكرد اين كار چرا به اسم فلان و فلان انجام گيرد . وقت تنگ و مطلب مهم است . موقع اين خيالات نيست . من حاضرم در اين راه از همه‌چيز بگذرم . شأن و اعتبار را كنار گذارده انجام اين كار را اگر موقوف باشد به اينكه در دولت منزل حضرت و الا كفش‌دارى و دربانى كنم حاضرم . براى ملّت و رفع ظلم حضرت و الا را به خدا و رسول و صديقهء طاهره و ائمهء هدى قسم مىدهم بريزيد آنچه در دامان است . اين مملكت و اين مردم را اسير روس و
هامش
( 1 ) . اصل : خار