خود حيله كردند و صرفه بردند .
اسكات شما آقايان و اضطرار و الجاء ما بيچارگان در صدور دستخط ملوكانه بر انجام مقاصد و القاء شبهه بر اذهان صافيهء شما پيشوايان كه جز خيرخواهى عموم مردم در نظر نداشتيد و نداريد بدانگونه نمودند كه دستخط ملوكانه شرف صدور يافته و حاجات شما به خوبى و خوشى برآمده . اگرچه بعضى از مردمان مجرّب و نفوس مهذّب كه همه وقت آثار را از مؤثر شناختهاند اظهار داشتند كه به اين حيلههاى بيّن دست از كار كشيدن نشايد كه هرگز از گرگ آدمىخوار رسم رحم و شبانى نيايد . نماز گربهء عابد براى گرفتن موش است و الّا در خاطرش جز تصور طعمه هرچه هست فراموش است .
مكرّر عرض شد تا دست تطاول اين گرگ سيرتان آدمى صورت در قبض و بسط امور مملكت مبسوط است و اجراء مصداق دستخط مبارك كه حاكى از نيّت پاك ملوكانه است به ميل اين دزدان منوط از حيز امكان خارج بلكه محقق البطلان است .
چرا كه اين سراپاى ملّت بيچاره را در مقابل خيالات نفسانيّه جزو ترانه و اين حكايات جانسوز يك مشت رعيت فلكزدهء آواره را مثل افسانه پندارند . هيچ غرض از صدور اين دستخط ندارند مگر اينكه وقتى را فرصت شمارند و بعد از اسكات خلق حيله آغازند ، بلكه بتوانند در ميان علماء و آقايان سنگ تفرقهء نفاق اندازند تا بر خر خود سوار شده و اين يك مشت فقير بيچارگان گرسنه را در جلو مركب كامرانى و شهوت پرستى خود پياده بدوانند و از اموال ما بيچارگان كه داراى روح و حيات و جان و مال نيستيم باغ و عمارت بسازند .
هرچه داد زديم نشنيدند بلكه در جواب فرمودند قول سلطان تالى امر يزدان است و دستخط شاهان قويم البنيان و لازم الادغان . چگونه مىشود از مصدر منيع سلطنت امرى صادر و به امضاء صدارت عظمى برسد و قرارى داده شود كه به اجراء نرسد . چون كمال اميدوارى و اطمينان به فطرت سليمه و نيّت خالص اعليحضرت هميون داشته و داريم كه قلبا مايل به نفوذ قوانين شرع و عدل و داد هستند از صميم قلب تشكرات فائقه را در حرم محترم امامزادهء واجب التعظيم نموديم . با نهايت شوق و شعف قلبى و اطمينان خاطر پاىكوبان و دستافشان به منازل خود مراجعت كرده با نهايت ميل و دلبستگى به افتتاح مجلس عدالت ، تصور نموديم بعد از رفع خستگى به اين نعمت عظمى نائل خواهيم شد .
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 306
مساهمون: ايرج افشار
ص٣٠٦